عبدالله مستوفى
104
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
عمومى در عالم پيش بيايد ، مثل هنديها ، در جنگ بين المللى اخير مجبور شوند با اكثر ملل دست و پنجه نرم كرده ، با استخوان و پوست و خون خود ، به پيشرفت مقاصد انگليس در عالم كمك و خود را ژاندارم بين المللى « 1 » نمايند . ب - اقتصادى : 1 - ديون عمومى - قرض ايران در بيست و پنجسال ديگر كمتر از هزار ميليون تومان نخواهد بود . زيرا ما در جاى خود ثابت كردهايم كه مستخدمين ادارات ايران كلا انگليسى و قسمت غير مهم آنها هندى خواهد شد . البته حقوق ادارى و مخارج مسافرت و اندامنيته و ساير صيغ معمولهء هريك نفر انگليسى بايد بقدرى زياد باشد كه او را باقامت در آب و هواى غير معتاد ايران خوشدل و راضى نگاه دارد . هر قدر انگليسها را در كار ايران صرفهجو فرض كنيم ، طبعا حقوقى كه براى هريك از هموطنان خود تعيين خواهند كرد ، از سه برابر حقوقى كه امروز در همان طبقه به يكنفر ايرانى داده مىشود كمتر نخواهد بود . پلتيك هم اقتضا ندارد كه در سنوات اوليه عذر تمام ايرانيها را بخواهند ، پس هر يكتومان حقوقى كه فعلا به اعضاى ادارات ميدهند ، به چهار تومان سر خواهد زد . حقوق ادارى اعضاى وزارتخانهها از مركزى و ولايتى ، غير از قشون و نظميه و ژاندارمرى فعلا هفت ميليون و نيم است ، كه در آتيه به سى ميليون تومان « 2 » بالغ خواهد گرديد . مطابق پيشبينى كه در كميسيون و مطالعات نظامى به عمل آمده سى ميليون تومان هم حداقل مخارج قشون و نظميه و ژاندارمرى است . قريب پنج ميليون تومان حقوق سلطنتى و شهريه و مستمرى و حقوق تقاعد و مصارف تعمير ابنيه و لوازم ادارى و مخارج متفرقه خواهد شد . بعد از وضع طلب روسها كه فعلا مطالب مبرم نداشته ، تكليف آتيهء آن معلوم نيست ، پنج ميليون اقساط اصل و فرع طلب انگليسهاست كه تقريبا يكربع از آن نتيجهء ولخرجىهاى يكسالهء شما مىباشد . پس سالى هفتاد ميليون براى اين مملكت
--> ( 1 ) - دولتهاى تسارى روسيه بعد از پطركبير علاقهء زيادى بمداخله در سياست اروپا داشتند . به همين جهت كمتر جنگى در اروپا اتفاق مىافتاد كه بمورد و بىمورد قشون روس در آن شركت نكند . اين لغت مركب « ژاندارم بين المللى » را يكى از نويسندگان روس كه حالا اسمش نظرم رفته است ، بقشون آن دورهء روسيه داده ، در اينجا اقتباس شده است . ( 2 ) - تعجب نكنيد كه اين سى ميليون قرض آن روز سيصد ميليون شده است . اين بر اثر آبى است كه متفقين جنگ جهانگير اخير باسكناس ما بستهاند كه امروز هريك تومان ما به قدر يكقران 1298 كارگشائى نميكند ، اينهم از سيآت عمل انگليسها است كه ما را به اين روز نشانده و فعلا هم هيچ آب به آن كوزه نميكنند كه خسارات ما را بپردازند ؛ سهل است در دادن حقوق حقهء ما از نفت آبادان هم خوددارى داشته ، وزراى نادان ما را وادار به دادن پيشنهادهاى بچگانه بمجلس شوراى ملى مينمايند و جان مىكنند كه از مال ما فقرا خود را غنى نموده ، آقائى قديم خود را در دنيا حفظ كنند و در حقيقت بطور غير مستقيم مشغول كمونيست تراشى در مملكت ما هستند و هيچ راضى نميشوند باور كنند كه ايران امروز غير از ايران ديروز و كار ايران فعلا كار تمام جهان است و وقتى ايران از بين ميرود كه تمام جهان از بين رفته باشد .