عبدالله مستوفى
87
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
وارد دهى بشود ، زيرا از رقصاندن پيرمرد ده تا كشتن و خوردن خروس پيرزن ، از هيچ چيز كه طبيعت مادى و استفادهجوى او اقتضا كند ، خوددارى نخواهد داشت . ولى دربارهء نردينى ، بدون اينكه خود را ارسطو و او را اسكندر بدانم ، همان حرف ارسطو را دربارهء اسكندر ميگويم : « اين جوان ، كار بد يا خوب زياد خواهد كرد » زيرا جاهطلب است . هرچه اين حس اقتضا كند ، آن را به كار خواهد بست و پاپى چيز ديگرى نه از ماديات و نه از معنويات خواهد بود . آن روز كه اين جمله را ميگفتم ، هيچ تصور سرنوشت عجيب اين دو جوان را نميكردم . مهديخان جان خود را روى تعدى بدهاتيها گذاشت و در رودبار با رفقاى خود ، ماژورلو كنت سوئدى و سيف اللّه خان پسر سردار كل ، بدست حاجى شفيع رودبارى و پسرهايش كه آقايان افسران ژاندارمرى قصد رفتن باندرون خانهء او را كرده بودند ، كشته شدند و تيمورتاش بدبخت هم بعد از آنكه كار بد و خوب زياد كرد ، جان خود را روى جاهطلبى خود گذاشت . وباى سال 1322 ايران ميدانيم در اين سال وباى كشورگيرى ، از هندوستان و افغانستان بايران آمد . مادرم از طهران بنايه رفت ، ولى اين دفعه مثل دفعهء سابق نبود و و با به اين ده هم سرايت كرد و جدم به اين مرض مبتلا و درگذشت . مكاتبهء من با برادرم آقاى فتح اللّه مستوفى در كمال نظم است ، هر ده روز بفاصله از حال هم خبر داريم ، ايشان اخبار طهران و من آنچه لازم بدانم از اوضاع اروپا بايشان مينويسم ، بطوريكه كاغذهاى ما براى يكديگر مثل روزنامه است . جنگ روس و ژاپن جنگ روس و ژاپن همچنان ادامه دارد ، تمام وقعهها بنفع ژاپونيها تمام مىشود ، كوروپاتكين « 1 » سركردهء روس كه هنگام عزيمت از مسكو گفته بود عنقريب در توكيو عقد مصالحه را خواهد بست ، در مقابل قشون ژاپن فرسخبفرسخ عقب مىنشيند . در جنگ بحرى هم ژاپونيها بعد از غرق كشتى اميرال نشين روسى كه اميرال ماكارف هم در جوف آن بود ، دهنهء خليج پرت آرتور « 2 » را بوسيلهء غرق كردن چندتا از كشتيهاى بيمصرف خود سد و باقى قواى روس را در اين بندر حبس كردند و از كار انداختند و با خيال راحت در اطراف اين بندر قشون پياده كرده آنجا را محاصره نمودند . ژنرال استيسل عبث از اين بندر دفاع ميكرد ، بخصوص كه در جنگهاى برى مانند موكدن « 3 » و ليائويانگ ، « 4 » شكستهاى اساسى بقشون روس وارد آمده ، اسير و غنيمت زياد بچنگ ژاپونيها افتاده ديگر اميدى به پيشرفت روسها نبود . كوروپاتكين را معزول كردند و جانشين او ، لينويچ « 5 » از او خوشبختتر نشده ، نتوانست در خاربين « 6 » جلو پيشآمدن
--> ( 1 ) - kouropatkine ( 2 ) - port - Arthur ( 3 ) - moukden ( 4 ) - Liao - Yang ( 5 ) - Linovitch ( 6 ) - Kharbine