عبدالله مستوفى

59

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

نميكرد . عجب دوره‌اى شده ! « شاه ميبخشد شيخ على خان نميبخشد » وجود خارجى پيدا كرده است . عين الدوله چنان اطراف كار را جمع كرده بود كه كسى جرأت تخطى نداشت تركها هم ناگزير بودند اين طرز را اطاعت كنند زيرا وقتى يكى دو سه نفر از ترك و فارس دربارى كه خود را قدرى ناراضى نشان داده و در حضور شاه ريزه‌خوانى بر ضد صدراعظم كرده بودند ، بر ضد ميل خود آنها و حتى بر ضد ميل شاه ، بعنوان حكومت ولايات از دربار تبعيد شدند ، باقى حساب كار خود را كرده ساكت گشتند « 1 » . مترسك عين الدوله در اين دوره ، مسافرت فرنگ بود كه بشاه عرض ميكرد اگر ميخواهيد پول براى فرنگ داشته باشيد ، چاره‌اى جز اين جمع‌آوريها و جلوگيرىها نيست . معهذا شاه از سفارش چيزهائى كه در فرنگ ديده بود و دلش ميخواست ، نميتوانست كف نفس كند و هرچندى يك بار بوسيلهء وزير مختارهاى ايران در مراكز اروپا و حتى امريكا « 2 » سفارشاتى ميداد . عين الدوله هم با كمال عصبانيت مجبور بود به اين تقاضاها كه اكثر هم بچگانه بود جواب مساعد بدهد . حاجى ياتمز خواهرزاده‌ام مرحوم صادق اعتلاء كه در بذلهءگوئى از پدرش ميرزا اسمعيل خان ميراث كاملى داشت ميگفت « وقتى در سفارت استانبول بودم تلگراف رمزى از مركز رسيد . حاجى ميرزا موسى خان كه در غياب ارفع الدوله سفير كبير ايران ، شارژ دافر بود ، به من داد استخراج كنم . كلمهء اول ، عدد « دو » و كلمهء دوم لغت « صندوق » بود . چون سفارشات شاه بما هم گاهى ميرسيد ، تعجبى نداشت . كلمهء سوم را استخراج كنيم ببينيم اعليحضرت چه‌چيز تازه‌اى آن هم دو صندوق خواسته‌اند . كلمه را بعد از تبديل بمفتاح از كتاب رمز گرفتم ، ديدم كلمهء « حاجى » درآمد . دو صندوق حاجى چه معنى دارد ؟ نفهميدم ، بكلمهء چهارم پرداختم « يا » درآمد « حاجى يا » يعنى چه ؟ چيزى دستگيرم نشد ، كلمهء پنجم را گرفتم « تم » بود . دو صندوق « حاجى ياتم » هيچ معنى نداشت ، يقين كردم تلگراف غلط است . بتبديل حروفى كه مثل ب و ت و ج و ح و ر و ز و ص و ض و ط و ظ كه ممكن است در نقطه‌گزارى اشتباهى در آنها شده باشد پرداختم ، كلماتى بيمناسبت‌تر از حاجى « ياتم » استخراج شد . گيج شدم ، حاجى ميرزا موسى خان كه به كمك من آمده و كلمات را از روى كتاب ميگرفت گفت وقت گذشته است برخيز برويم قدرى گردش كنيم در مراجعت با مغز حاضرتر خواهيم توانست مطلب را

--> ( 1 ) - يكى از اين تبعيدشدگان حاجى فخر الملك پدرزن آيندهء من است كه عين الدوله براى تبعيد او از دربار او را بحكومت عراق فرستاد . ( 2 ) - مرحوم مفخم الدوله كه در اين وقت وزير مختار واشنگتن بود ميگفت شاه سفارش كرده بود فنگرافى كه قطر لولهء ناقل صداى آن از دو سه سانتىمتر تجاوز نكند براى او بسازيم ، با كارخانه وارد مذاكره شده و چون جز شاه ايران كسى طالب اين فنگراف نبود و به درد تجارت نميخورد ، با مبلغ گزافى كه چندين برابر قيمت فنگراف عادى بود اين هوس اعليحضرت برآورده شد .