عبدالله مستوفى

56

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

تكبر ، شاه‌اندازى ، شاه وارثى ، اخاذى و پستى قره نوكرى را جامع بود . فحش‌هاى امير نظام را كه با لهجهء كردى بآقا شروع و به الفاظ ركيك ختم ميشد ، بدون هيچ شكوه و شكايت و حتى جزئى گله‌گزارى تحليل ميبرد و در آن واحد جواب تعظيم زيردستان را حتى بگوشهء چشم هم نداده ، منتهى التفاتى كه در حق تعظيم كننده مبذول ميداشت ، حركت دادن چند تار از موى سبيل‌هاى انبوه خود بود . از جو دزدى طويله تا تقلبات خيلى دقيق دفترى ، از همهء حيف و ميل‌هاى مال دولت ، مثل كسى كه مدتى عمل كرده و سوراخ سمبهء هر كارى را بلد است مطلع بود . حساب حق الپرچين هر كارى را داشته بىرودربايستى مىتوانست تا دينار آخر از عامل آن اخذ و عمل نمايد . پشت‌كارى خسته نشو و طمعى سيرمانى ناپذير داشت . از يكطرف سابقهء خدمتش در دستگاه وليعهدى مظفر الدين شاه از همه بيشتر و به همين واسطه تركها را خوب ميشناخت و باخلاق و مكنت سابق و لا حق و درجهء لياقت هريك به خوبى واقف بود و ميتوانست آنها را سر جاى خود بنشاند و از زياده طلبى تركى آنها جلوگيرى نمايد و براى التفات شاه دربارهء آنها حد و اندازه‌اى برقرار كند و حتى دستخطهاى شاه را هم دربارهء آنها بلا اجرا گذارد سهل است ، ذينفع را بباد پرخاش بگيرد كه چرا وسيلهء صدور چنين دستخطى دربارهء خود شده است . از طرف ديگر اقامت هفت هشت سالهء تهران كه اكثر بحكومت اين شهر بر قرار بود و حتى در دو سفر شاه بفرنگ تا حدى سمت نايب السلطنگى را هم داشت ، او را بر احوال و اخلاق وجوه مملكت آشنا كرده ميتوانست آنها را بكارهائيكه از عهده برآيند بگمارد و از همه بالاتر جلو فكر مسافرت بوالهوسانهء فرنگ را كه قبل از استعفاى امين السلطان بكلهء تركها افتاده بود ، بگيرد . شاهزاده توانست اين منطق را حالى شاه و حول‌وحوش او نمايد كه نميتوان يك سال در ميان بيست سى كرور پول قرض كرد و خرج هوىوهوس نمود و بشاه وعده كرد كه سال ديگر از جمع‌آورى عايدات كشورى ، اعليحضرت را براى سفر سوم بفرنگ خواهد برد و چنانچه خواهيم ديد به اين وعدهء خود هم وفا كرد . عين الدوله تصور ميكرد كه در دستور العمل ولايات ، اسامى موهوم كه مستوفيها از آن استفاده مينمايند زياد و بىبندوبارى بيست سالهء امين السلطان و ميرزا بنويسى وزير - دفتر ، آقايان مستوفيها ، گذشته از اولاد و كس‌وكار ، براى گربه‌هاى خانهء خود هم باسم موهوم مواجب دست‌وپا كرده باشند . حساب ميكرد از كشف اين قضيه مىتواند يك كرورى تفاوت در جمع و خرج تحصيل كند و با جلوگيرى كه از صدور بروات بىاساس و حاتم‌بخشى - هاى بيموضوع شاه و خريدهاى غير لازم اعليحضرت كه تركها براى استفادهء خود از ثمن و مثمن بدان وادارش ميكردند ، نيز سالى دو سه كرور دست‌وپا نمايد . عايدات گمرك روز بروز در تزايد است و شايد بتواند در اين ممر عايدى هم رخنه كرده لجام بخودسرى بلژيكيها بزند و از مازاد اصل و فرع قروض خارجى مبلغ بيشترى براى مصارف عمومى كشور بدست آورد و سكه و صورتى به كارها بدهد . در قسمت اول ، شاهزاده در اشتباه بود . مستوفيها حقوق زيادى كه قابل كسر و نقص