عبدالله مستوفى

51

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

مهمى نبود كه خيلى سياستمدارى و زرنگى لازم داشته باشد ، ولى در هر حال مسيو نوز كه براى اين كار تعيين شده بود ، مردى بسيار زرنگ و زيرك و فعال بود . ابتدا در مراكز مهم مشهدسر و انزلى و آستارا و جلفا در شمال و قصرشيرين و محمره و بندر بوشهر و لنگه در جنوب و دزداب و باجگيران در شرق دفتر گمركى برقرار كرده كم‌كم دفترهاى تابع جزء را بر آنها افزود . بواسطهء نظم عمل ، در همان سال اول افزايش متنابهى در عايدات حاصل كرد . آمار گمركى به او فهماند كه ميتواند در اين كار خود دل بايع و مشترى « 1 » هر دو را بدست آورد ، يعنى هم بر درآمد عمومى گمرك ايران بيفزايد و هم تجارت دولتين روس و انگليس را در اين كشور پيشرفت و آنها را حامى خود قرار دهد و ميخ استقلال آيندهء خود را قرص كند . پس از قدرى مذاكره با دولت ايران و سفارتين و تهيهء زمينهء مناسب براى اين قصد ، از طرف دولت ايران مأمور ببستن قرارداد گمركى با دولتين شد و تعرفهء جديد جانشين فصل گمركى عهدنامهء تركمانچاى گشت . حاجت بذكر نيست كه اين تعرفهء جديد طورى پيش‌بينى شده بود كه مال التجارهء خارجى را در كشور ترويج كرده ، كارخانه‌هاى جديد الولاده و دستكاريهاى سابق داخله را محكوم بزوال ميكرد ولى در هر حال بر عايدى گمرك ميافزود . اين تعرفه تا قرارداد كذائى وثوق الدوله بين ايران و انگليس مجرى بود . عايدى گمرك كه بواسطهء نشر تجارت خارجى روزافزون زياد ميشد ، محل مصارف فوق العاده بود و ماليات كماكان با همان قبض و اقباض و حواله و اطلاق سابق و با همان كار ابزار پوسيده يعنى ميرزا محمد حسين وزير دفتر كه امين السلطان چند ماهى بعد از ورود مجدد خود ، او را بر سر كار و آب قديم را بجوى بازآورد « 2 » ، بمواجب حقوق بگيرهاى سابق تخصيص داشت . نوز رياست دفاتر مهم را چه در مركز و چه در ولايات ببلژيكىهائى كه براى همكارى خود طلبيده و استخدام كرده بود ميداد و ايرانيان را زيردست آنها به كار مىگماشت و اگر بدفتر جزء مهمى احيانا كارمند ايرانى ميفرستاد ، موقتى بود تا از ايرانيان كسى از كار گمرك اين كشور سر درنياورد و با اين سنت سنيه در مدت سى سال استخدام بلژيكىها در ايران حتى يكنفر هم كه بعقيدهء آنها لايق رياست يكى از دفاتر مهم باشد تربيت نشد . همه ميرزابنويس بنويس بودند و كارهاى حساس در دست خود آنها بود . باز هم يكى از كارهاى بسزاى دوره ديكتاتورى ، كندن ريشهء اين مأمورين خارجى كه گمرك ايران را براى خود و هموطنهاى خود ناندانى كرده بودند مىباشد . در آينده بازهم موقع خواهم داشت كه از

--> ( 1 ) - اصطلاح بازارى است ، وقتى بخواهند از زرنگى دلالى تحسين كنند ميگويند « دل فروشنده و خريدار هر دو را بدست مىآورد » و خوب ميتواند معامله را جوش بدهد و به نتيجه برساند . ( 2 ) - دشمن آتش‌پرست باده پيما را بگوى * خاك بر سر كن كه آب رفته باز آيد بجوى