عبدالله مستوفى
493
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
ماليه هم اهل اين قبيل قدردانيها نبود ، نميدانم اين پيشنهاد كجا رفت كه بعدها هيچ اثرى از آن ظاهر نشد . بر اثر كنهزدگى پائيز گذشته ، بدن من بخصوص نزديك مفصلها بثوراتى بيرون ميزد بدكترها مراجعه كردم ، گفتند بايد چندى در شهر بمانى و معالجه كنى . به اين جهت نميتوانستم در ورامين بمانم و باوجود آقاى ابو الحسن مستوفى ، حاجت زيادى هم بوجود من نبود . من هرچندى يك بار سرى بهيئتزده كارهاى گذشته را بازرسى ميكردم و دستور خطمشى براى بعد ميدادم . ولى از معالجهء اطباء فائدهاى حاصل نشد حتى ماه رمضان را هم نگذاشتند روزه بگيرم و باوجوداين كارى پيش نبردند . بالاخره دكتر اسكات دكتر انگليسى استحمام آب گرم لاريجان را معالجهء منحصر دانست ، تا به آنجا برسيم . كميتهء مجازات دولت روس بعد از استعفاى نيكلاى دوم از امپراطورى روسيه و استنكاف برادرش گراندوك ميشل از قبول امپراطورى و تشكيل حكومت موقتى و صلح با آلمان ، البته با دولت انگليس كه بازهم با آلمان در جنگ بود ، ديگر رابطهاى نميتوانست داشته باشد . پس سياست دو منطقهء نفوذ ، بالتبع از بين رفته و سردار معظم خراسانى ( تيمور تاش ) كه براى عملى كردن دو منطقهء نفوذ ، بعضويت كميسيون مختلط ، از طرف وثوق الدوله تعيين شده بود ، بيكار گشته است . قشون روس بفرماندهى ژنرال باراتف كه سرتاسر شمال ايران را اشغال كرده بود ، در محلها و پادگانهاى خود بىخرجى و مهمات مانده بوسيلهء انگليسها نگهدارى ميشوند ولى سياهى لشكرند و به هيچ اقدامى مبادرت نميكنند و به همين جهت حتى دهاتىها هم فهميدهاند كه امرى از آنها متمشى نيست و كسى هم سنگى در ترازوى آنها نميگذارد . خوشتاريا تبعهء روس كه امتيازاتى در سرتاسر شمال ايران از كابينهء وثوق الدوله گرفته و گرماگرم مشغول عملى كردن دو منطقهء نفوذ از راه تجارت و صنعت شده بود ، ديگر اثرى از كارهايش پيدا نيست بلكه دست و پاى خود را در همهجا جمع كرده است . عبد السلامها ، سلمانخانها ، پناهىها همه از نفوذ افتاده ، بفكر وسيلهء ديگرى براى تحليل بردن خورده بردههاى سابق خود هستند ، زيرا از طرف مأمورين روس ديگر تقويتى از آنها نميشود . مردم اين اوضاع را ميبينند و همه منتظرند كه دولت اقداماتى براى امتيازات استقلال شكنانهاى كه روسها به زور گرفتهاند به عمل آورد و چون ملاحظه ميكنند كه دولت برعكس بازهم دست از كارچاقى تهماندهء قدرت روسها برنميدارد و مثل اينست كه مانند انگليسها از شكسته شدن اين چماق بينالمللى نارضامندى داشته و اميدوار است كه حكومت مردهء تزارى دوباره جان بگيرد و همان بيرويگىهاى سابق را امتداد دهد و آنها را هم بنوائى برساند ، طبعا برضد آن هستند . وثوق الدوله هم احساس كرده است كه يك پاى او شل شده و پاى ديگر او هم تقريبا از قوت افتاده است و به اين جهت خود را به كارهاى عادى مشغول كرده منتظر روز بهترى است . گذشته از اين چون همه ميدانستند كه اين كابينه متكى بخارجى است ، به همين جهت اعمال او را نپسنديده و با اقدامات خود با آن ضديت ميكردند .