عبدالله مستوفى

474

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

عايدى آن را تعين كرد . زراعت هم بين شتوى و اسپرس و لوبياكارى تقسيم ميشد . گذشته از اين ، دماوند اكثر خرده مالك بوده و بدهى باغ و زمين هريك را بايد عليحده معين نمود . خلاصه اوره را مركز قرار داده عمليات را از مشا شروع كرده و تمام دهات درهء دماوند را يكى بعد از ديگرى نقشه‌بردارى و ترسيم و مساحت و بدهى هر مالك را معين نموده رو بقصبهء پائين آمديم و ضمنا مزارع حول‌وحوش را هم نقشه‌بردارى كرده و مرتب جلو رفتيم . در اينجا هم سه مرتبه مركز عمليات عوض شد « 1 » تار مالكين تار از زيادى ماليات خود شكايت كرده بودند ، از مركز حكم شده بود اين ده بطور استثناء زودتر تكليفش معين شود . وقتى كه مركز عمليات در روح‌افزا بود ، با يكنفر مهندس و يكنفر مميز مسافرتى بتار كردم . راه اين ده بسيار صعب بود ، دنبالهء تار رود را گرفته بر ضد جريان رودخانه بعد از طى سه چهار ساعت راه به اين ده رسيديم . اين ده قديم خيلى آباد بوده و دو آسيا داشته است ولى فعلا هيچ سكنه ندارد و از سربندان كه تا اين ده دو فرسخ راه و در دامنهء آفتاب روى كوه ابره شيوه واقع است ، عده‌اى رعيت آمده زراعتى در اينجا ميكنند و زمستان ميروند و بهار براى آبيارى و تابستان براى جمع‌آورى مجددا ميآيند . كشت آينده هم بايد تا اول عقرب تمام شود زيرا اكثرا در اواسط اين برج يخ‌بندان در اين محل شروع ميگردد . به قدر هزار قدم بالاى اين ده بهمنى روى تار رود افتاده پل طبيعى از برف و يخ بر روى رود بسته است كه هر ساله بهمن تازه‌اى روى آن افتاده بدل مايتحلل تابستان گذشته را بوجود ميآورد . عمدهء درآمد مالك اين ده از حق المرتعى است كه از گوسفندداران دريافت ميدارد . چند هزار سر گوسفند و ساير مواشى در حول‌وحوش اين ده در چرا هستند . عمليات نقشه‌بردارى و مميزى اين ده در ظرف يك روز تمام شد . مومج براى اينكه كار اين دره را بالمره تمام كرده باشيم ، به سمت چهار محلهء مومج حركت كرده با همراهان بر ضد جريان رودخانه سربالا رفتيم ، بعد از طى يكفرسخ بدرياچهء مومج رسيديم . اين درياچه بواسطهء زلزله‌اى كه كوره را خراب كرده و جلو رودخانه را گرفته در ته دره ايجاد شده راه آن بسيار صعب و سمت درياچه پرتگاه است . بعد از درياچه به قدر نيم فرسخى كه سرازيرى ميرود بفلات مسطحى ميرسد كه در وسط اين فلات از يك چشمه به قدر بيست سى سنگ آب ميجوشد كه منبع آن همان درياچهء مومج است . اين آب كه به سمت چهار محلهء مومج ميرود ، اول بمزرعهء چمندا ميرسد در اينجا با نهرى كه از اين آب جدا كرده‌اند مقدارى زراعت كرده‌اند . بعد از يك پيچ رودخانه وارد دره‌اى مىشود كه سمت شمال و جنوب آن كوه و رودخانه از وسط ميگذرد . باز نهرهائى از رودخانه جدا كرده طرفين رودخانه را زراعت كرده‌اند . اسم اين ده هوير است . دو شب در اينجا مانده ، نقشه‌بردارى اينجا را

--> ( 1 ) - و اين سه مركز اولى ادره دومى روح‌افزا و سومى شلمبه بود .