عبدالله مستوفى
461
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
من در ايام بيكارى ، لايحهء قانونى براى تشكيلات جديد ماليه نوشته و در اين لايحه يك ادارهء كل عايدات و يك ادارهء خزانه و يك ادارهء كل محاسبات و يك ديوان محاكمات پيشبينى كرده بودم كه با ديوان محاسباتى كه قانون آن از مجلس سابق گذشته بود ، كارهاى ماليهء كشور را اداره كند . در اين قانون خزانهدار را بالمره مطيع وزارت ماليه كرده بودم كه بلژيكى يا ايرانى هركس رئيس آن شود ، بالمره تحت امر وزارت ماليه باشد و در حقيقت از اين اداره چيزى نظير صندوق صادر و وارد ماليه ساخته بودم . اين لايحهء قانونى ساخته و پرداخته و همه چيزش حاضر بود . قانون تشكيلات ماليه ولى قبلا لازم بود قانون 23 جوزا منسوخ شود ، لايحهء نسخ اين قانون بوسيلهء وزير ماليه بمجلس رفت و تقريبا باتفاق آراء اين قانون نسخ شد . آقاى حاجى محتشم السلطنه كميسيونهائى از ايرانيها و بلژيكىها تعيين كرد كه موقتا كارها را رسيدگى و جريان بدهند . البته منهم در يكى از اين كميسيونها عضو شدم و بآقاى وزير ماليه پيشنهاد كردم كه قانون تشكيلاتى براى ماليه بمجلس بدهند و قانون ساخته و پرداختهء خود را بايشان دادم . ايشان هم بعد از مطالعه تغييرات جزئى در مقدمهء قانون داده ، عين آن را بمجلس بردند . بلژيكيهاى ماليه هم كه زمينهء تشكيلات آينده دستشان آمد ، با كمال افسوس يكىيكى جا خالى كرده به سمت كشور خود رفتند . فقط لولو كه فعلا هم كفيل خزانهدارى بود باميد اينكه خزانهدار آتيه شود پا سفت كرد . اينمرد از همهء بلژيكىها پستتر و خيانتپيشهتر بود . در آن روزها كه تازه استعفاى مرنار پذيرفته شده بود ، روزى يكى از رفقاى ايرانى « 1 » خود را نزد من فرستاد و از من خواهش كرد بملاقات او بروم . منهم مانعى نديده و ديدارى از او كردم . ديدم به من وعدههائى ميدهد و ضمنا اظهار مىكند كه : « من با عقايد شما كه در روزنامهها خواندهام همراهم ، بيائيد باهم كمك كنيم ، چرخ ماليهء اين كشور را به راه بيندازيم . » من صاف و پوستكنده به او گفتم : « عقيدهء من بر استقلال وزارت ماليه و يك خزانهدارى است كه بالمره تحت امر وزير ماليه باشد ، نميدانم اين مرام من با فكر شما جور است يا نه ؟ فعلا بايد قانون 23 جوزا را نسخ كرد و قانون تشكيلات ماليه را از مجلس گذراند و بعد بر طبق آن قانون دنبال اشخاص گشت » . كاغذپرانى مرنار سه چهار شب بعد از قبول استعفاى مرنار و كفالت لولو همان رفيق او نزد من آمد ، سواد كاغذى كه مرنار مانند رئيس هيئت بلژيكيها بهموطنان خود نوشته بود براى من آورد ، بمضمون كاغذ مراجعه كرده ديدم انشاء خود مرنار است . در اين نامه ببلژيكيها دلگرمى ميداد كه « اقداماتى كرده است كه قبول استعفاى او بدماغ وزيرى كه جرأت كرده اين استعفاء را پذيرفته است برگردد . » و ضمنا به آنها ميگويد « اگر اينطور كه شروع كردهاند پيش بروند ، عنقريب
--> ( 1 ) - ميرزا اسد اللّه خان كردستانى .