عبدالله مستوفى

460

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

اما من خوب ميدانستم كه اين استعفاء تظاهر صرف و براى دو قرص كردنست . بر فرض اينكه مرنار هم برود ، در اساس كار فرقى نمىآورد و استعمار ماليهء ايران و پيشرفت سياست دو منطقهء نفوذ كماكان بسياهكاريهاى خود ادامه خواهد داد . درست است كه ضربه‌هاى عصاى من بزمجه را مجروح كرده است ، ولى هنوز مقصود اساسى من حاصل نشده و سر من بىكلاه مانده و مقصود اساسى من كه استقلال تام‌وتمام ماليه است هنوز به جائى نرسيده است . فرج بعد از شدت در اين ضمنها در چهاردهم رمضان 1332 جنگ بين‌الملل اول در گرفت ، قشون آلمان در ظرف يكى دو هفته لوكزانبورك و بلژيك را مسخر كرده ، ماه رمضان خاتمه نيافته بود كه قشون اين دولت نزديك پاريس رسيد . حواس دولتين روس و انگليس بجانب جنگ معطوف شده موقتا پيشرفت دادن سياست دو منطقهء نفوذ در درجهء چهارم و پنجم افتاد و حمايت از مرنار و بلژيكيها كوچكتر از آن شد كه سفارتهاى روس و انگليس خود را مشغول آن كنند و ايرانيها را عبث با خود دشمن نمايند . مرنار از استعفاى خود پشيمان شده و حاضر است هستى خود را بدهد و اين استعفاءنامهء ملعون را پس بگيرد ولى كجا ؟ تير از شست رفته ديگر برگشت ندارد ! پس چه بايد كرد ؟ بوسيلهء بعضى از ايرانىهاى زيردست خود ، با سيد ضياء الدين مدير رعد كه در نامهء خود به من با آن تحقير و تبختر دشمنى او را با خويش به چيزى نشمرده بود آشتى كرد . سيد هم مثل امروز و كلاه‌پوستى ، مرد حق و خريدار بازار بىرونق شده صورت مجلس ملاقاتى با خزانه‌دار كل در روزنامهء رعد منتشر نمود . البته ظاهر امر اين بود كه اين مجلس ملاقات براى نفع عامه از طرف مدير رعد از مرنار خواسته شده است ولى در حقيقت دفاعنامه‌اى بود كه سؤالات آن شايد بسفارش خود مرنار از طرف مدير روزنامه تنظيم شده و جوابهاى مرنار با لحن حق‌بجانب رويهء گذشته را تاحدى تعديل ميكرد و براى آتيه هم همه‌گونه رعايت‌هاى جانب ملى را در اداره كردن خزانه وعده ميداد . انتشار اين صورت مجلس ملاقات كه ساختگى و تظاهر در آن به خوبى پيدا بود ، موقع تازه‌اى بدست من داده باز در همان روزنامهء ارشاد جوابهاى فنى و دندان‌شكنى ، البته بمرنار نه بروزنامه ، دادم كه اين قبيل نغمه‌ها را براى هميشه ترك گفته مثل بچهء آدم منتظر تعيين سرنوشت خود از طرف دولت بشود . غير از ارشاد ، ساير روزنامه‌ها هم قدرى بآقا سيد ضياء الدين در عالم همكارى حمله كردند . سيد هم كه نتيجهء خود را گرفته بود ، غلاف رفت و فحش‌هاى رفقا را تحليل برد . چنان كه پيش‌بينى ميشد ، در اواخر رمضان 1332 كابينه تغيير كرد . مستوفى الممالك جانشين علاء السلطنه و حاجى محتشم السلطنه وزير دلسوختهء اسبق ماليه بازهم وزير ماليه اين كابينه شد . اول كاريكه كابينهء جديد صورت داد ، قبول استعفاى مرنار بود . بعد گرماگرم مشغول فراهم كردن مقدمات بازكردن مجلس سوم شدند و مجلس جديد در اوائل 1333 تشكيل گرديد .