عبدالله مستوفى

425

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

جوانها بشتابيد ! بارى عصرى همين كه مهمانى محمد ولى ميرزا ورگذار شد ، من به سمت تجريش و منزل برادرم آقا ميرزا رضا كه امسال بر خلاف دو سه سال گذشته باغ ظفر السلطنه را اجاره كرده است رفتم . خانمها هم كه مجلس شيرينىخوران را ورگذار كرده بودند ، به آنجا آمده بودند و گزارش مجلس را دادند . محل اين احتفال رسمى نامزدى در چادرپوش و ظرفهاى ميوه از تفت‌هاى تركه‌اى برك‌دار و مهمانهاى خارجى خانوادهء عروس ، منحصر بخانم علاء السلطنه رئيس الوزراء و خانم حاجى امام‌جمعهء خوئى ، همسايه‌هاى جنوبى و شمالى باغ حاجى فخر الملك بوده‌اند . من خيلى از سادگى و احترام مجلس خوشوقت شدم و بر اين حسن سليقهء مادر زن آيندهء خود در دل تحسين كردم . اما بيانات خواهرها كه كاش خودت هم بودى و ميديدى كه عروس چقدر برازنده و زيباست ، در من اثرى نداشت . زيرا در اروپا خيلى از اين زيبائيها ديده بودم كه بعد از يكى دو سال هيچ اثرى از آن نمانده و در نظر شوهر « نادعلى » مظهر العجائب شده است . دستورات مذهبى ما در باب ازدواج ، واقعا بهترين سرمشق است . بزرگان دين ما فرموده‌اند : « در انتخاب همسر در پى جمال و مال نباشيد كه از هر دو محروم خواهيد ماند بلكه به قصد احياء سنت به اين كار اقدام كنيد تا خدا مال و جمال نصيب شما كند » زبان شرع بايد به همين لهجه باشد ، ترجمهء آن به زبان عادى اين است كه : « همتان مصروف اداى وظيفهء اجتماعى و توليد مثل باشد ، مال و جمال فرع است . » مثل عاميانه : « مشكل‌پسند پشكل‌پسند خواهد شد » نيز براى پروراندن همين مقصود معروف شده كه براى جوانهاى ايرادگير ، تازيانهء اخلاقى باشد . ولگردى و وقت‌گذرانى در كافه‌ها يا شبگذرانى با رفقا و آزاد بودن از قيد زن و فرزند و صاحب اختيارى مطلق ، در دارائى و وقت خود ، ظاهر فريبنده‌اى دارد ولى يكساعت تونس با زن و بخصوص با بچهءهاى كوچك و شنيدن شيرين‌زبانى هاى آنها چيزى است كه اگر خدا در بهشت موعود هم نظير آن را به « لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً « 1 » » وعده نداده بود ، جوى شير و عسل و شراب و كباب مرغ و ميوهء بهشت مادى جز جهنم چيزى نبود . جوان‌ها بشتابيد و در جوانى از اين كيف معنوى برخوردار شويد . وقتى پير شديد ، زن سوهان روح و فرزند مدعى شماست . آنها بىتقصيرند ، تقصير از سن زياد شماست كه اولى را زيبا نميبيند و دومىها هم سليقهء شما را با سليقهء دوره مخالف مىبينند و به خود اجازه ميدهند شما را به عادات زمان مسبوق كنند و شما اين تذكرات را مدعىگرى ميپنداريد . اولين ديدار من از خانوادهء عروس چند روز بعد از شيرينىخوران ، حس كردم كه خانوادهء عروس مايلند من ديدارى از خانواده بكنم . اما بهانهء تشكيل اين مجلس چه ميتواند باشد ؟ ديدن مريم خانم فخر السلطنهء عروس ؟ كه هنوز نامحرم است . يا عباسه خانم ، شاهزاده واليه مادر عروس ؟ باز

--> ( 1 ) - سورهء واقعه ، آيهء 25 - 26