عبدالله مستوفى

31

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

امين الدوله در بيانات خود كلمات طبيعى و بالطبيعه و طبيعتا را خيلى استعمال ميكرد . منفعت‌پرستان اين كلمات را وسيله كرده ، ميخواستند بمردم بفهمانند كه اين مردم متدين نيكوكار طبيعى مذهب است . نمازى كه احيانا امين الدوله از راه گرفتارى به كار در گوشهء اطاق خود در حضور جماعت ميخواند ، تظاهر ميدانستند . در صورتى كه تظاهر در نماز و روزه و ساير واجبات رياكارى نيست و اداى وظيفه است . امين الدوله بعد از عزل با پسرش معين الملك به زيارت مكه مشرف شد و بعد از مراجعت به لشت‌نشا خالصهء انتقالى كه از مدتى پيش به شرط اداى منال به او واگذار شده بود ، رفته و تا آخر عمر كه چندان طول هم نكشيد در آنجا بسر برد . تجديد صدارت امين السلطان بقيهء محرم و تمام صفر و نيمهء اول ربيع الاول را تركها صرف بند و بست و قرارومدار با امين السلطان كردند . بعد از آنكه قولهاى لازم را در استقراض خارجى و گذاشتن وجه آن در ميان از او گرفتند ، دستخط صدارت را براى او بقم فرستاده ، روز 16 ربيع الاول 1316 وارد و وارد كار شد . تركها رفيق عزيز خود فرمانفرما را در اين تغييرات ببازى نگرفتند سهل است ، در قرارومدار خود او را برحم و مروت امين السلطان واگذاشتند . امين السلطان هم بتلافى رفتار سابق ، به مجرد ورود به كار ، تلگراف احضار او را از حكومت فارس فرستاد . فرمانفرما هم كه زمينه دستش بود بتهران نيامد و آنچه در ششماه اول سال از ماليات فارس وصول كرده بود ، برداشته بچاك زد . براى اينكه ضمنا استخوانى هم سبك كرده باشد « 1 » بعتبات رفته ، سرى هم به بيروت زد و بنده‌زاده فيروز ميرزاى نصرت الدوله را براى تحصيل در آنجا گذاشت و بعد از مدتى همين كه صاحبان حقوق طلب‌هاى خود را از بابت ماليات آن سال فارس وصول كردند يا بالمره مأيوس شده ، بعضيها هم قبض خالى از وجه مواجب خود را دور انداختند ، بايران برگشت . ولى در مركز كار مهمى گيرش نيامد زيرا باجناق قديم و رقيب تازهء او عين الدوله جاى او را در مزاج شاه گرفته و حناى او رنگى نداشت . نه آخر بايد يافت‌آباد را هم تحليل ببرد ؟ خود اين عمل كار سنگينى بود و مدتى وقت لازم داشت . سفر زيارتى بمشهد برادرم آقا ميرزا رضا با كوچ و بنه « 2 » ، بفكر زيارت مشهد افتاد خواهرم سكينه خانم با شوهرش ميرزا محمود خان هم به اين قصد

--> ( 1 ) - اصطلاح پيرزنها و پيرمردها و كنايه از رفتن زيارت و يا بجاآوردن اعمال خير است كه بوسيلهء آن بار گناههاى گذشته را سبك كنند . ( 2 ) - كوچ و بنه اصطلاح ايلاتى و بمعنى اهل خانه و اثاثيه است كه مثلا در موقع رفتن ييلاق و قشلاق ميگويند فلان عشيره با كوچ و بنه به ييلاق يا قشلاق رفته است . در نوشتجات ميرزا ابو القاسم قائم مقام ديده‌ام كوچ و بنه را بمعنى زن استعمال كرده است ، مثلا فلان خانم كوچ فلان آقا مىباشد . ظاهرا فعل كوچيدن يا كوچ كردن كه در مسافرت مصطلح بوده و بمعنى از منزلى به منزل بعدى رفتن است ، جز كوچ بمعنى اهل خانه اصل و ريشه‌اى نبايد داشته باشد .