عبدالله مستوفى
30
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
برد و شاه هم اختيارى از خود ندارد و هرچه مىخواهند دستخط مىكند . نتيجه اين خواهد شد كه وجه استقراض لوطىخور مىشود و قرض آن گردن ملت و و بال آن بر گردن او ميماند بنابراين مذاكره را موقتا قطع و بشاه عرض كرد « هنوز مذاكرات به جائى نرسيده است و انگليسها شرايط سختى پيشنهاد كردهاند كه قبول آن براى دولت صلاح نيست . » تركها دانستند كه با اين صدراعظم نميتوانند كنار بيايند آنها كسى را مىخواستند كه پول پيدا كند و طمع آنها را بنشاند و امين الدوله اينكاره نبود بنابراين دست بدست هم دادند و در ظرف يكى دو ماه شاه را بالمره از او برى كردند . دستخط عزل او روز 15 محرم 1316 صادر گرديد . ناصر الملك هم بالطبع و بالتبع از كار خارج شد . باقى وزراء سركار خود باقى ماندند . حسينقلى خان ما فى نظام السلطنه كه در هيئت وزراى قبل از امين الدوله وزير عدليه و در دورهء امين الدوله با داشتن وزارت عدليه بواسطهء عدم رجوع بيكار مانده و طبعا با امين الدوله خوب نبود ، وزير ماليه شد و امين الملك برادر امين السلطان با مزاج عليل بوزارت داخله منصوب گشت ، سيف الملك را بملاحظهء عين الدوله كه داماد و ميراخور شاه و يكى از وجوه تركها و در مزاج شاه متنفذ بود به وزارت جنگ باقى گذاشتند . از انتخاب امين الملك عليل المزاج كه در دورهء قبل از امين الدوله آبرو برايش باقى نگذاشته بودند ، براى وزارت داخله ، معلوم بود كه در انتخاب صدراعظم باز نظرشان بامين السلطان است منتهى ميخواهند قبلا دو قرص كنند و بعد از قرارومدار او را براى كار بطلبند . معلوم است اصلاحات مالى راجع بمركزيت بمصارف دولتى در جنگ اول شهيد شد ، نظام السلطنه با برادرش سعد الملك كه در حقيقت معاون وزارت ماليه بود ، تمام دستورالعمل هاى ولايات را كه بر طبق نظريهء امين الدوله و بدستور ناصر الملك نوشته شده و شايد اكثر از آنها بصحهء شاه هم رسيده بود ، ماليده كردند و مستوفيان با كمال ميل زحمت تجديد آنها را بنسق قديم برعهده گرفتند و بعد از يكماهى از كار درآورده براى حكام فرستادند و آب بمجراى سابق برگشت ولى نطفهء مركزيت بعايدات ولو در عالم خيال بوجود آمده و راه آن نشان داده شده و اين خود قدم بزرگى به سمت اصلاح مالى كشور بود . عزل امين الدوله وجاهت زيادى پيدا كرد ، روز عزل او با اينكه در نيمهء محرم و ماه عزادارى بود ، براى مردم منفعتپرست عيد واقعى شد . تمام صاحبمواجبها كه در حقيقت مستخدمين دولتى و طبقهء برجستهء كشور بودند ، عزل او را بهم تبريك ميگفتند بخصوص كه ظاهرا امين السلطان هم بر سر كار خواهد آمد و نان همه در روغن خواهد افتاد . سه شعر ذيل كه گويندهء آن مسلما آخوند بوده و همه مفاد آن را از بن دندان تصديق داشتند ، دهن بدهن ميگشت : تا بر امين دوله صدارت رجيعه شد * صادر از او بسى حركات شنيعه شد اندر صدارتش درجات بلند يافت * اكنون كه عزل از آن درجات رفيعه شد بيجاست گر ز شاه برنجد بدين جهت * كاين عزل هم بقول خودش بالطبيعه شد