عبدالله مستوفى

29

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

دارد به حدى كه برمانهاى قديم ايرانى هم رسيده و حكايات فارسى از اين داستانها پر است . حاجى ميرزا آقاسى ، آخوند ايروانى ، در سن پيرى ، عمهء شاه را گرفت ، عزت الدوله خواهر ناصر الدين شاه را ديديم كه جزو اثاثهء صدارت شده بود ، ابتدا زن امير نظام و بعد از او زن پسر ميرزا آقا خان و بعد از او زن عين الملك كه اگر عمرش وفا ميكرد بصدارت هم ميرسيد و بعد از او زن يحيى خان معتمد الملك برادر ميرزا حسين خان مشير الدوله شد « 1 » فقط امين السلطان اين جاه‌طلبى را نداشت و براى دو پسر رسيدهء خود دو دختر برادر خود امين الملك را ازدواج كرد و الا صدراعظم‌هاى سابق ايران همه اين كار را كرده‌اند . داستان ازدواج دختر فتحعلى شاه با نوهء حاجى محمد حسين خان صدر اصفهانى را هم سابقا نوشته‌ام ولى اينها همه اشتباه و از راه ضعف بشرى است « الملك عقيم » كار خود را مىكند و حتى شاه بكشتن شوهر خواهر عزيز كردهء خود هم مبادرت مينمايد چنان كه اين ازدواج هم موجب ماندن امين الدوله بر مسند صدارت نشد . عزل امين الدوله مذاكرهء استقراض با انگليسها خيلى رضايت‌بخش و شرايط آنها سهل بود . روسها هم با اينكه خودشان براى كارهاى اقتصادى خود از فرانسوىها استقراض ميكردند ، بىميل نبودند كه مبلغى از وجوه استقراضى خود را باربح گرانتر بدولت ايران قرض بدهند ، هم استفاده بود و هم ازدياد نفوذ . به خيلى « 2 » از جهات امين الدوله انگليسها را ترجيح داد ، مبلغ اين مذاكرهء استقراض معلوم نيست چقدر بوده است ولى درهرحال انگليسها حاضر شده بودند كمك شايانى به اين منظور اقتصادى ايران بنمايند . امين الدوله تمام مطالب را از جزئى و كلى بعرض شاه مىرساند . شاه هم مردى نبود كه چيزى را از اطرافيان خود پنهان نگاهدارد و همه ميدانستند كه عنقريب پولى در دست و پاى دولت پيدا خواهد شد . تركها قسمت شايانى از اين وجه را به خود وعده ميدادند ، هر قدر مذاكرات مقدماتى استقراض به نتيجه نزديكتر ، ميشد ، آتش حرص و شره آنها زيادتر ميگرديد . كار داشت جنبهء عمل به خود ميگرفت حتى مذاكرهء پرداخت پيش‌قسط آن هم خاتمه يافته بود بعضى از تركها بعنوان نوبرانه دستخطهائى خطاب بصدراعظم صادر كردند كه از وجوه پيش‌قسط استقراض قيمت خانه يا مثلا وجه الخسارهء بحوض افتادن و از اين عنوانات به آنها داده شود . صدور اين چند فقره دستخط صدراعظم را بيدار كرد و دانست كه اين آقايان بين شتر صالح و خر دجال فرقى نميگذارند و همين كه پول پيدا شد بسر آن هجوم خواهند

--> ( 1 ) - ولى اين ازدواج قبل از صدارت ميرزا حسين خان سپهسالار واقع شده است . ( 2 ) - خيل بمعنى جماعت است كه براى جنگ و نزاع از حوزهء خود خارج شوند ، باسب هم ميگويند . اين لغت در فارسى امروز با افزايش « ى » در آخر آن معنى كثرت ميدهد و هرجا بخواهند از زيادى چيزى و عده‌اى تذكر بدهند ، خيل را استعمال ميكنند پس « به خيلى از جهات » در فارسى مصطلح است و مقرمطنويسها نميتوانند ايراد كنند چنان كه « خيلىها » بكلمهء جمع هم رايج شده و احيانا خود من هم اين كلمه را به كار برده‌ام .