عبدالله مستوفى

352

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

انجام داده باشم ، هر چيز را قبلا پيش‌بينى ميكردم . ماه چهارم سال هم تمام شده و بالاخره بايد قبلا براى تنظيم اين كار هم فكرى كرد و دستورى داد . با شوستر وارد مذاكره شدم ، ديدم دمكراتها اين مرد خالى الذهن را به راه كج انداخته‌اند و نميخواهد در اين موضوع وارد شود . يكروز به او گفتم : « من شك ندارم كه شايد يك خمس از آنها كه امروز اين حقوق را ميگيرند ، در موقع برقرارى آن مستحق نبوده و بيهوده خود را سربار دولت كرده‌اند ، ولى درهرحال امروز همه نوكر دولت يا وارث نوكرهاى دولتند ، گذشته از اين ، عدهء زيادى از آنها امروز جزو مستخدمين رسمى دولت هستند كه حقوق ادارى ميگيرند و از اين حقوق استفاده نميكنند و عدهء زياد ديگرى هم هستند كه بمنزلهء منتظر خدمتند و دولت به آنها احتياج دارد و بىدليل نميتوان حقوق آنها را قطع كرد ، از همهء اينها كه بگذريم ، بر خلاف تصميم مجلس چگونه به آنها حقوق ندهيم ؟ » گفت : « بسيار خوب شما عقيدهء خود را بگيريد و من عقيدهء خود را از روى اصول حلش ميكنيم . » من يقين داشتم كه در نتيجه ظفر با من است چنان كه همينطور هم شد و رأى من پيش افتاد . ولى گفت : « يكماهى صبر كنيم كه پول در صندوقها زيادتر جمع شود كه بتوانيم با اين خرج دو سه ميليونى مواجه شويم . » . آمدن محمد على شاه بايران ما مشغول تنظيمات ماليه بوديم كه خبر ورود محمد على شاه بگمش تپهء استرآباد شايع شد . اين خبر اضطراب عجيبى در مردم ايجاد كرد زيرا باوجود تعهد قدم نگذاشتن محمد عليشاه به خاك ايران ، از طرف خود او و ضمانت سفارتين از اين تعهد و بالاختصاص دولت روسيه كه در حقيقت تبعيدبانى او را به عهده گرفته بود ، اين نقض عهد سه طرفه چيز بيسابقه‌اى بود كه تاريخ هم نظير آن را نشان نميداد . من هنوز هم نميدانم براى اين عهدشكنى دولتين سبب معقول يا نامعقولى فكر كنم جز اينكه بگويم دولتين ديدند كم‌كم وسائل ازدياد نفوذ آنها از بين ميرود ، مجلس اكثريتى پيدا كرده و از هرج‌ومرج و بىترتيبىهاى اول كار بيرون آمده است ، مردمان حادثه‌جو كه بعنوان حمايت آزادى اسلحه بدست گرفته نظم عمومى را برهم ميزدند ، يراق‌چين شده آرام گرفته‌اند ، كار ماليه را هم شوستر در اين دو سه ماهه طورى مرتب كرده است كه وجوه استقراضى تقريبا دست نخورده ، بلكه مثل اين پول مثل آبى شده است كه براى كشيدن آب بتلمبه ميريزند ، كلنل يالمارسن « 1 » سوئدى عنقريب در ژاندارمرى همين كار شوستر را در ماليه خواهد كرد ، همين كه ماليهء ايران مرتب و داخلهء آن منظم باشد ، ديگر نه احتياجى به آنها هست كه هر روز براى استقراض دست پيش آنها دراز كنند و نه آنها مىتوانند بىنظمى داخلى را وسيله كرده ، عمليات بيرويهء خود را ادامه دهند و تقسيم دو منطقهء نفوذى كه در اين دوره روح سياست اين دو دولت بود ، روى كاغذ مانده و نتيجه‌اى كه آنها انتظار آن را دارند از آن حاصل نخواهد شد . اين بود كه جلو محمد عليشاه را رها و در باطن او را به اين عهدشكنى تشويق هم كردند .

--> ( 1 ) - Hjalmarson