عبدالله مستوفى

346

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

جزئيات نشويد و مبلغى بطور قطع به آنها بدهيد تا هرطور مىتوانند با افراد مجاهدين دوره‌هاى سابق و بختياريها حساب خود را واببندند . زيرا اگر بخواهيم با آنها وارد حساب بشويم بقدرى بار را سنگين خواهد كرد كه تمام پنج ميليون هم كمشان خواهد بود » بعد گفت : « من وزير ماليه را با انتقال شما همراه كرده‌ام » گفتم : « ايشان هم با من در اين زمينه صحبت كرده‌اند » گفت : « امروز بيست و سوم است ، براى روز اول ماه شما دفتر خود را نزديك به من دائر كنيد ، اگرچه مستر كنز رئيس كل عايدات است ، ولى من ميخواهم سروكار شما منحصرا با من باشد . » گفتم : « از اين توجه شما بيشتر متشكرم كه فاصله‌اى بين خودتان و من قرار نداده‌ايد و بهتر ميتوانيم مشكلات را حل كنيم . » ورود شوستر به كار چند شب بعد وزير ماليه مرا نزد شوستر فرستاد كه او را به منزل سپهسالار ببرم ، خود وزير ماليه هم به آنجا رفته بود ، من و شوستر با كالسكهء وزير ، بباغ سپهسالار در ولىآباد رفتيم و در پشت‌بام عمارتى كه سمت خاكريز خندق و نسبة خنكتر بود نشستيم ، سپهسالار هم آمد ، مطالب بين آنها مذاكره و مبلغى كه بايد از بابت طلب گذشته بوزارت جنگ داده شود ، بين آنها قطع شد ، من در اين ميان سمت مترجمى داشتم . من كتاب اختناق ايران شوستر را كه بعد از مراجعت بامريكا نوشته است ، نخوانده‌ام ولى از قراريكه شنيده‌ام در اين كتاب چيزهاى ناروا كه بالقاى دمكراتها بوده است زياد نوشته ، از جمله عدهء صاحب‌منصب و افرادى كه در خانهء وزير جنگ در اين شب بوده‌اند ، از راه تهديد به خود و وسيلهء مطالبه تصور كرده است ، در صورتى كه اينطور نبود . در آن دوره در خانهء وزراى جنگ هر شب اين عده جمع بودند . درهرحال وقتى بيرون آمديم ، من از خوش‌گذشتن اين مجلس ، بخصوص از مبلغ نسبة كمى كه سر معامله بهم آمده بود ، به او تبريك گفتم و طرز مذاكرهء او را تحسين كردم . البته اطاقهاى جنب تخت مرمر براى ادارهء خزانه كم بود ، يكى دوتا از حياطهاى حرمخانهء ناصر الدين شاه كه وصل بعمارت خورشيد و مدخل آن در جلو تالار بزرگ اين عمارت و قبلا خزانهء مركزى در آنجا بود ، براى ادارهء شوستر معين شد . همانطور كه حدس ميزدم ، اول حمله‌اى كه بوزارت ماليه وارد آمد ، بدفتر محاسبات كل و خزانهء مركزى بود . دفاتر آنها يكى تحويل مكاسكى رئيس محاسبات و ديگرى تحويل كنز رئيس ماليات غيرمستقيم شد . عبد الرضا خان انگليسى كه ميگفت مسلمان شده و اسم اصلى اوريد و فارسى را خوب ميدانست ، بمعاونت مكاسكى برقرار گرديد و منتخب الدوله رئيس دفتر محاسبات كل ، رياست دفتر خزانه‌دارى كل يافت و ميرزا عيسى خان فيض سلف من در وزارت ماليه بمعاونت ماليات‌هاى غيرمستقيم ( تحديد ترياك ، باندرول ، مشروبات و ماليات نواقل و ذبايح و ادارهء ماليهء تهران و عده‌اى ديگر از اين قماش ) تعيين شد . مرا هم برياست ماليات مستقيم گماشت و سه اطاق فوقانى از يك بدنهء اين عمارت را براى اين اداره تخصيص داد . ورود من بخزانه‌دارى كل من روز اول سرطان ( تيرماه ) بدفتر جديد رفته مشغول كار شدم . بدستور شوستر ، تلگراف متحد المآلى بكليهء پيشكارها و رؤساء و امناى ماليه صادر كرده دستور دادم كه آنچه ماليات وصول ميكنند .