عبدالله مستوفى
340
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
و ثبت و ضبط هر حوالهاى كه صادر مىشود ، طورى باشد كه بتوان از دفاتر آن جواب مثبت و مطمئن گرفت . ولى فكر ميكردم كه اولين علف دم شمشير « 1 » امريكائيها كه عنقريب خواهند آمد ، اين اداره خواهد بود . بنابراين آن را به حال احتضار سردادم تا نفسهاى آخر خود را بكيف رئيس اداره بكشد . در ادارهء خزانهء مركزى هم كه باوجود خزانهدار امريكائى ، همان اسم خزانه كه روى آن بود رقم اعدام آن بشمار ميآمد ، بطريق اولى حاجتى باصلاح نداشته آن را هم به حال خود گذاشتم . اولين ملاقات من با شوستر يكروز در حدود ساعت نه صبح وزير ماليه مرا احضار كرد ، بهيئت - وزراء رفتم ، گفت شوستر ديروز عصرى وارد شده و در پارك اتابك ، محل امروزى سفارت شوروى ، منزل كرده است و مرا مأمور كرد كه از طرف هيئت وزراء به او تبريك ورود گفته او را بورود به كار دعوت نمايم . من بلافاصله بيرون آمده بپارك رفتم و بوسيلهء پيشخدمت ، خود را مانند رئيس كابينهء وزارت ماليه و حامل پيغام از طرف هيئت وزراء معرفى كرده در يكى از اطاقها نشستم ، بعد از پنج دقيقه شوستر با يكى دو نفر از همراهانش وارد شدند . بعد از طى تعارفات معمولى و رساندن خوشآمد و پيغاميكه حامل آن بودم ، شوستر مانند شخصيكه واقعا تشنهء تحصيل اطلاعات در ماليه ايرانست ، با ذينفعى كه من نظير آن را تا آنوقت نديده بودم ، پرسش را شروع كرد . اول از ادارات مركزى ماليه پرسيد ، بعد به طرز وصول ماليات و اقسام آن و چگونگى پرداخت مصارف رسيد ، اجمالا اين ملاقات در حدود دو ساعت طول كشيد . منهم بيريا از هرچه ميپرسيد جواب ميگفتم و سعى ميكردم كه جوابهايم همه مبتنى بر جوابهاى قبلى و با استدلال و روشن باشد . آخر كار پرسيد : « چند وقت است در ماليه خدمت ميكنيد ؟ » گفتم : « در حدود يك ماه » ابتدا تصور كرد كه اشتباه لفظى كردهام . همين كه دانست اشتباه لفظى و سمعى در كار نيست ، گفت : « يك ماه خدمت و اينقدر اطلاع ؟ » گفتم . « تحصيلات من در فن حقوق و ديپلوماسى است و سابقهء خدمتم در وزارت خارجه و اين اطلاعات من اطلاعات خانوادگى است . جد و پدرم از صد و سى چهل سال قبل مشغول كار ماليه بودهاند ، پدرم مدتى وزارت ماليه داشته است ، برادرها و برادرزادگانم الان هم مشغول كار ماليه هستند ، سؤالات شما هم از قضا همه در كليات بود كه توانستم جواب آنها را بشما بگويم . » در حدود ظهر بور كه بهيئت وزراء برگشته گزارش ملاقات خود را دادم . قبلا اطاقهاى سمت راست تالار تخت مرمر را براى دفتر آمريكائيها فرش و مبل كرده بودند . پسفرداى آن روز شوستر در درشكهء شخصى كه در همين دو سه روزه براى خود تهيه كرده بود ، به اين محل آمد جوانك كوتاه قدى هم همراه شوستر بود ، اين همان ميرزا محمود خان بدر « 2 » است كه تازه از انگلستان مراجعت كرده و به سمت مترجم خصوصى شوستر پذيرفته
--> ( 1 ) - علف دم شمشير كسى بودن ، كنايه از در اختيار او بودن است كه بتواند بىزحمت و بيدريغ آنچه بخواهد دربارهء شخص به عمل آورد . ( 2 ) - اين مترجم و ساير اعضاء كار شخصى خود را شوستر بدون پرسش از وزارت ماليه و در نظر گرفتن سابقه بميل خود تعيين ميكرد ، بطوريكه هيچيك از آنها مستخدم دولت محسوب نميشدند بعدها كه شوستر رفت ، آقايان بوسيلهء مرنار وارد كادر رسمى وزارت ماليه شدند بدون اينكه معلومات ماليه را داشته باشند و ديمى بهمهجا هم رسيدند .