عبدالله مستوفى

339

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

بداشتن ميز و صندلى و خطكش و دفاتر چاپى خط كشيده ، با يك صفحه كاغذ كه بطور فرد « 1 » بريده شده و با ته قلم نى خطوطى بيرنگ بنام قرينه « 2 » در آن رسم ميكردند ، جمع و خرج و باقى يا زيادهء هر حسابى را مينمودند و بدون اينكه احتياجى بصورت‌هاى فرعى و ضميمه داشته باشند ، هرگونه اضافه و كسرى كه در جمع يا خرج پيش ميآمد ، در تحت باقى مينمودند و هرقدر حساب دنباله پيدا ميكرد ، با اضافه كردن فردهاى قرينه‌دار ، بدون اينكه حاجتى بعوض كردن صفحهء اول داشته باشند ، دنبالهء حسابرا بهرجا ميرسيد ميبردند . بواسطهء همين سادگى و سهولت و كم مؤنگى است كه اين طرز حسابدارى در زندگانيهاى خصوصى معمول و طرز حسابدارى اروپائى كه از سال 1317 با بلژيكىها بايران آمده است با همهء تقويت‌هائى كه در اين مدت چهل پنجاه ساله از آن شده ، هنوز هم نتوانسته است جاى خود را همه‌جا باز كند و جز در دوائر دولتى و اداراتى كه سروكار آنها با دولت و دفاتر آنها طرف رجوع دولت است ، در ساير جاها همان سياق قديمى يا بقول ماليه‌چيهاى متجدد به دو مشروطه ، همان درازنويسى بازهم معمول است . حتى دفترداران دفاتر خصوصى هم كه طرف رجوع دولت است ، براى مراجعهء خود اصل دفتر خويش را بسياق نگاه ميدارند و بعد براى مراجعهء عمال دولت آن را به طرز دفتردارى جديد تبديل ميكنند و بعد از رفع اين حاجت هيچوقت لاى آن را ولو براى يك مرتبه هم باشد باز نمينمايند . حالا كارى باينكه اين دفاتر رقمى چون ساختهء بعد است و خيلى هم طرف اعتماد نيست ، نداريم . يكى از انتشارات ماليه‌چيهاى متجدد اين دوره اين بود كه دولت ايران هيچ‌وقت بودجه نداشته است . در صورتى كه خوانندهء عزيز از چهار دفتر مستوفيها و بخصوص دفتر دستورالعمل كه سابقا شرح آن را نوشته‌ام ، اطلاع داشته و به خوبى ميداند كه دفتر دستورالعملهاى كشور با دفتر اوراجه ( متفرقه ) كه هر سال ريخته ميشد ، بودجهء كل كشور را تشكيل ميداد . اين آقايان متجددين ماليه ، چون خودشان در اين دو سه ساله نتوانسته بودند بودجه‌اى براى كشور بنويسند ، اين تهمت را بماليه‌چيهاى قديم ميزدند و هيچ متوجه قبح اين انتشار نبودند كه چگونگه ممكن است يك كشور بدون بودجه و پيش‌بينى دخل‌وخرج كار خود را اداره كند . البته براى من مشكلى نداشت كه بعد از تنظيم داخلى ادارات هفت‌گانه استيفائى ، بدفتر محاسبات كل پرداخته ، در آن اداره هم تنظيماتى قائل شوم و آن را به صورت اداره درآورده جريان كار آن را طورى ترتيب بدهم كه صادر و وارد وجوهات دولتى تحت نظم درآمده

--> ( 1 ) - فرد بمعنى واحد و در اينجا عبارت از يك صفحهء كاغذ است كه باندازهء معينى بريد شده و در محاسبهء دولتى به كار ميبردند . اندازهء معين ، براى اين داشته است كه اگر هركس قسمتى از كار را متصدى ميشده و نتيجهء آنها بايد در يك‌جا جمع شود ، بزرگى و كوچكى اوراق يا فردها باعث تفرقهء آنها نشود . ( 2 ) - محل جمع و خرج و باقى ، هريك در فرد جاى معينى داشت كه خوانندهء حساب از همان محل نوشته شدن ميدانست جمع است يا خرج يا باقى . قرينه را براى انضباط محلهاى جمع و خرج مىكشيدند ، مثلا جمع هميشه با خط اول شروع ميشد و خرج هميشه از قرينهء دومى شروع ميگشت ( خطوط قرينه با مركب كشيده نميشد بلكه با ته قلم اثر خط را به فرد ميگذاردند . ) البته باقى بايد مثل جمع ، بعد از قرينهء اول نوشته شود . پس قرينه‌كشى يكى از لوازم حساب‌نويسى بود .