عبدالله مستوفى

335

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

درصورتيكه گاهى كه از حوالجات صادر كردهء دو سه هفته قبل خود آن اداره استفسار ميشد جواب صحيح بيرون نميداد . بين اين آقايان متجددين ماليه و مستوفيها كه ادارات سبعه را داشتند ، ضديت با على درجه حكمفرما بود . متجددين چون از دفتردارى سياق با همهء سادگى كه داشت سر در نميآوردند « 1 » منكر آن شده و رؤساء و اعضاء ادارات هفت‌گانه را درازنويس موسوم كرده بودند . حتى دفاتر جزو جمع ولايات تابعهء خود را بارقام تبديل كرده و محاسبات خويش را به طرز دفتردارى اروپائى كه بلژيكيها در گمرك دائر كرده بودند ، ترتيب ميدادند . مستوفيها هم براى وانماندن از حريف ، كم‌كم طرز دفتردارى سابق را كنار گذارده ، طرز رقم‌نويسى و دفتردارى جديد را در ادارات خود معمول و خود را از اين حيث هم ، هم‌سنگ آنها كرده و حقا آنها را بيسواد و بىاطلاع ميخواندند . اين بود كه دفتردارى قديم و ارقام سياق كم‌كم از دوائر ماليه خارج شده جاى خود را بدفتردارى جديد و ارقام هندسى داد . سياق يا بقول متجددين درازنويسى لغت سياق اسم مصدر سوق عربى و بمعنى طرز و جريان است . چنان كه در محاورات ، سياق كلام خيلى گفته مىشود و منظور همان سوق و و طرز اداء مطلب و جريان صحبت است . در اصطلاح عربى از كلمات دخيل زبان فارسى است . از ارقاميكه ايران در دورهء ساسانى و قبل از آن براى محاسبات خود داشته است اطلاعى نداريم . حملهء عرب بر ايران خط قديم را از بين برد و ارقام معمولهء حساب هم بالتبع گرفتار فراموشى گرديد . پس اصل و ريشهء ارقام سياق چه بوده و از كجا آمده است . عربهاى صدر اسلام ساده‌تر از آن بودند كه جمح و خرج و محاسبه و حاجتى برقم‌نويسى و طرز حسابدارى داشته باشند . هر زر و سيم و اموالى كه در فتوحات خود بدست ميآوردند ، بعد از بيرون كردن خمس كه براى مركز خلافت ميفرستادند ، مابقى را بين خود تقسيم ميكردند . آنچه هم كه بمركز ميرسيد ، بلافاصله بين وجوه و افراد مسلمانها قسمت ميشد و اگر هم لازم بود مبلغى براى ذخيره بماند ، زير كليد خليفه ميماند . مواجبى به كسى داده نميشد و تكفل كارهاى عمومى ، از قبيل حكومت و قضاء و جهاد و حفظ حدود و ثغور مجانى و بر هر مسلمان واجب كفائى بود كه افراد بخرج خود متحمل ميشدند . عمر در اواسط خلافت خود ، بفكر برقرار كردن مواجب و داشتن خزانه افتاد . براى هريك از اصحاب پيغمبر و اولاد آنها « تابعين » ميزانى مقرر داشت كه در هر جاى كشور عريض و طويل اسلامى باشند ، دريافت نمايند . ضمنا دريافت جزيه و حق الصلح پاره‌اى از شهرهاى مفتوحه و محصول اراضى مفتوح العنوه و زمينهائيكه مالكين آنها را ترك گفته و مهاجرت كرده بودند ، نيز در كار بود و داشتن دفتر و دفتردارى براى دفعهء اول لزوم خود را نشان داد .

--> ( 1 ) - سر درآوردن هم مثل چيزى دست‌گير شدن ، بمعنى فهميدن و بازهم اصطلاح اصفهانيها است و شايد اين كنايه از سر كلاف را يافتن و بيرون كشيدن آن از ميان كلاف كه آن هم كنايه از پيدا كردن سر رشتهء كار است بيرون آمده باشد .