عبدالله مستوفى

334

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

تشكيلات قديم و جديد ماليه اين اصلاحات جزئى براى گذران روزمره بد نبود ، ولى اين اقدامات بمنزلهء نقش ايوان در خانه از پاىبند ويران بود . « 1 » در اين دو ساله تجديد آزادى كارى براى اصلاح اساس وزارت ماليه نكرده و آنچه هم ساخته بودند غلط بود . ديوان محاسباتى كه بايد حساب كليهء صاحب جمعان را رسيدگى كرده مفاصا بدهد تأسيس كرده بودند ، ولى اين ديوان ، قانونى كه طبق آن عمل كند نداشت و اعضاى رئيسهء آن يكمشت مردم عامى مثل سيد خلخالى و سيد محمد كمره‌اى و يكى دو نفر وامانده‌هاى مستوفىهاى قديم بودند كه جز منفىبافى كارى از آنها ساخته نميشد . كار اين ديوان منحصر به تعقيب عمال دورهء محمد على شاه شده بود كه در اين قسمت هم با همهء تشر و تشدد سيد خلخالى و خنده‌هاى بى مورد و بىمزهء سيد كمره‌اى و سوءظن‌ها و تظاهرات مشير اكرم پدر آقاى دكتر فرهاد نتوانستند يكدينار براى دولت فائده حاصل كنند . در صورتى كه رسيدگى به حساب صاحبجمعان حاضر و كاركنان دورهء آزادى بدرجات نافع‌تر از تعقيب اين عمال استبداد بود . باوجوداين هيچكس بفكر اين قسمت نبود ! و به حساب پيشكاران ماليه‌اى كه بولايات ميرفتند ، هيچگونه رسيدگى به عمل نميآمد . يكى ديگر از تأسيسات جديد ، اداره‌اى باسم خزانهء مركزى بود كه ابتدا ولايت تهران و بعدها دماوند ساوه و قم و قزوين و سمنان و بالاخره تقريبا تا حدود ايالات و ولايات بزرگ ، تمام ولايات را تحت ادارهء خود كشيده بود . رؤساى ماليهء اين ولايات به پيشنهاد رئيس اين اداره و تصويب وزير تعيين ميشدند . اين اداره براى خود كارگزينى و جمع و خرج خاصى داشت . كار انبار غلهء تهران هم با اين اداره بود . مقصود از تاسيس اين وزارت ماليهء كوچك در وزارت ماليه چه بود ؟ كسى نميتوانست توضيحى در اين زمينه بدهد . رئيس اين اداره همواره يكى از متجددين و با رؤساى هفت‌گانهء وزارت ماليه و و حتى رئيس دفتر محاسبات كل رقيب بود و طرفين نقاديهائى از همديگر ميكردند . جزو جمعهائى كه ادارات هفتگانهء وزارت ماليه با تحكم و تشدد وزراء و رؤساء به اين اداره داده بودند چيزهاى بيمصرفى بود كه اين آقايان متجددين از خواندن صيغه‌هاى آن هم عاجز بودند . باوجود اينكه آنها را بارقام هندسى تبديل كرده بودند ، چيزى از آنها دستگيرشان نميشد « 2 » و مجبور بودند در هر مورد بادارات سبعه مراجعه كنند . دفتر محاسبات كل كه يكى از ادارات مركزى هشت‌گانه و اثر فكر ميرزا محمد رضا خان منتخب الدوله رئيس آن بود ، از همهء اين‌ها بىنظم‌تر بود . رئيس اين اداره با اينكه فرانسه و عربى را در بيروت تحصيل كرده و خوب ميدانست و خط فرانسه و فارسى را خوب مينوشت ، از معلومات ادارى و مالى بىاطلاع صرف ولى مردى صحيح العمل بود . اين آقا ادارهء خود را بكتابهاى قطور بزرگ و خطكشهاى يكذرعى مجهز و مزين كرده و ميخواست با اين زنگ و زنجير و پيرايه ، كار محاسبات عمومى كشور را اداره كند .

--> ( 1 ) - خانه از پاىبند ويرانست * خواجه در بند نقش ايوان است ( 2 ) - چيزى دست‌گير شدن بجاى فهميدن هم استعمال مىشود و اصل اين اصطلاح شايد از اصفهان بساير جاها سرايت كرده باشد .