عبدالله مستوفى
332
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
و دفتر انديكاتور و صادر و وارد وزارتخانه را اداره ميكرد ، چهار دائرهء ديگر هم داشت . يكى دائرهء تحريرات مركز ، ديگرى دائرهء تحريرات ولايات ، سومى دائرهء آرشيو و چهارمى دائرهء كارگزينى بود . كاغذى كه باداره ميرسيد ، اگر از كارهاى عادى و يا سابقه دار بود ، مستقيما بيكى از دو دايره تحريرات مركز و ولايات ميرفت و جواب صادر ميگرديد . ولى اكثر مراجعات مردم بوزارت ماليه راجع بجمع و خرج بود كه نميشد بدون تحقيق جوابى در آن باب صادر شود . در اين قبيل مراسلات ، رئيس كابينه يا مدير كل يا هرچه اسمش را بگذاريم ، مجبور بود از يكى از ادارات سبعهء استيفائى يا دفتر محاسبات كل استطلاع كند . همينكه جواب ادارهء مربوط بامضاى رئيس آن اداره ميرسيد ، دستور جواب از طرف مدير كل صادر شده باز بيكى از دو دائرهء تحريرات ولايات يا مركز ميرفت . در آنجا جواب تهيه شده ، پيشنويس بامضاى مدير كل ميرسيد و سپس باز در همان دائره پاكنويس شده ، براى امضاى وزير ميرفت . صدى هشتاد مراسلات ادارى وزارتخانه جزو اين قسمت بود كه بايد با اين تكرار عمل و رفتوآمد كار ، از ادارهء مديريت كل بادارات هشتگانه صورت بگيرد . خيلى ممكن بود نامه در ادارهء استيفائى مانده فراموش شود ، زيرا تفتيشى در كار نبود و تا تكرار مكاتبه از طرف ذينفع ، كار بىاقدام ميماند . تا آنوقت يك كلمه قانون و نظامنامه براى طرز جريان كار در تمام اين وزارتخانه نوشته نشده بود كه اگر امريكائيها كه عنقريب وارد ميشدند در اين باب سؤال كنند ، جوابى به آنها داده شود . براى اصلاح اينوضع و ساده كردن طرز عمل ، در هيئت وزراء ، ملاقاتى با وزير كردم ، ايشان تصديق كردند ، در همانروز حكم نصب مير محمد حسين خان را برياست دائرهء قانوننويسى و تفتيش صادر كرده او را بكمك خود طلبيدم . مير محمد حسين خان جوانى زرنگ و كارى و از آن اشخاص بود كه واقعا بار رئيس را سبك ميكنند . با او حاجتى بمذاكره زياد نداشتم ، همين كه مقصود را به او حالى كردم ، بعد از دو سه روز كه شبها هم در منزل كار كرده بود ، پيشنويس نظامنامهء گردش كار را نوشته آورد و پس از آنكه نوشتهء خود را خواند و من هم اصلاحات خويش را در آن به عمل آوردم بقلم خود او پاكنويس شده و براى امضاى وزير فرستادم و وزير هم امضاء كرد . از رؤساى ادارات خواهش كردم همگى جمع شدند ، طرز جريان جديد كار را به آنها حالى كردم « 1 » و كار به راه افتاد . نظامنامهء جديد كار را ساده كرد ، برؤساى ادارات هشتگانه استقلال و مسؤليت بيشترى ميداد كه با حيثيت رياست اداره متناسب باشد . كاغذ كه بادارهء كابينه ميرسيد ، بعد از ورود به انديكاتور و ثبت خلاصه ، يكسر نزد رؤساى ادارات مربوط ميرفت . آنها پيشنويس را تدارك كرده بامضاى مدير كل ميفرستادند . مدير كل امضا ميكرد و بدائرهء پاكنويس كه در ادارهء مديريت كل تازه تأسيس شده بود ، ميرفت و پاكنويس شده بامضاى وزير ميرسيد و بوسيلهء ارسال
--> ( 1 ) - حالى كردن بمعنى فهماندن است . شايد اين اصطلاح از كاشان بساير جاهاى كشور رفته باشد زيرا امروز كاشانيها با « حاليده » هاى خود ( حاليت هست ) بيشتر از ساير فارسى زبانها آن را به كار مىبندند .