عبدالله مستوفى

330

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

وكالت ، همه اعضاى وزارت خارجه بودند . در اين سه چهار سال آخرى ممتاز الدوله به سمت منشى مخصوص رئيس الوزراءها در كارهاى عمومى هم وارد شده بود . خوب حرف ميزد نويسندگى و خطش خوب و فرانسه را به قدر احتياج ميدانست ، بسيار مؤدب و باوجود كوچكى جثه و بيموئى سر با كلاه‌گيسش مردى برازنده و در رفاقت و نگاهدارى سابقه بينظير بود . اين وزير ماليهء اعتدالى با ميرزا عيسى خان فيض كه رئيس كابينه و مديركل وزارت ماليه و طبيعتا قدرى راديكال بود ، نتوانست كنار بيايد و در فكر عوض كردن او افتاد ميرزا عيسى خان پسر ميرزا جواد خان و پدرش مباشر املاك ناصر الملك در گيلان بود . بقول شوستر زبان انگليسى را مثل يكنفر آمريكائى حرف ميزد و مينوشت و زبان فرانسه را هم به همين پايه‌ها ميدانست ، خط و نويسندگى فارسى او هم بسيار عالى و با اينكه تحصيل علمى منظمى نكرده بود ، مطالعه و حافظه زياد ، او را از هر حيث برازنده كرده بود . در ميان جوان‌هاى دوره من كمتر كسى را بپرمايگى و قرصى اخلاق ادارى او ديده بودم . باوجود اينها ، اختلاف‌سليقه بين اين مديركل و وزير به جائى رسيده بود كه باوجود بستگى مدير - كل با نايب السلطنه ، وزير ناچار شد تصميم خود را دربارهء او عملى نمايد . يكروز برادرم آقا ميرزا رضا مرا خواست ، به من گفت : « وزير ماليه مصمم شده ميرزا عيسى خان را از كار خارج كند و شما را براى اين كار درنظر گرفته است ، چه ميگوئيد ؟ » گفتم : « فردا جواب عرض ميكنم » و به منزل برگشتم . تأمل من در پذيرفتن اين شغل براى اين بود كه چنان كه خواننده عزيز ميداند ، من براى اين كار خود را حاضر نكرده بودم و تحصيلاتم در رشتهء ديگرى بود . بالاخره بعد از فكر زياد ، ديدم ماليهء قديم معلومات تحصيلى ندارد . دانستنيهاى آن جز پاره‌اى اصطلاحات چيزى نيست و منهم با اين‌كه هيچوقت ماليه‌چى نبوده‌ام ، به خوبى از اين اصطلاحات مطلع و بلكه در اين قسمت از همه سرم . در معلومات جديد مالى ، مثل سايرين هستم و اگر من اطلاعى ندارم ، از من مطلعترى هم در بين نيست از طرف ديگر علم اقتصاد عمومى و فن ادارى از شعبه‌هاى تحصيلى من بوده از اين دو حيث بر تمام اشخاصى كه امروز بازيگران صحنهء ماليه هستند تقدم دارم . گذشته از اين در آيندهء نزديكى امريكائيها براى كار ماليه وارد خواهند شد و من مانند رئيس كابينه و مديركل وزارت‌خانه ميتوانم با آنها كمكهائى كرده و راه مستقيم معتدل را ، بين طرز قديم و جديد ماليه ، به آنها بنمايم . بىنظمى و بىغرضى بزرگترين سرمايهء پيشرفت من در اين كار خواهد بود و خدمت دولت هم خدمت است ، خارجه و ماليه ندارد . ميخ استقلال و پيشرفت جوانها هم در اين يك ساله و نيمه و بخصوص در اين يكى دو ماه اخير ، بواسطهء همين مقاومت منفى من ، طورى قرص شده است كه ديگر حاجتى بوجود من نداشته باشند . شايد همين ترفيع دو رتبه‌ايكه در يك مرتبه در اين كار تازه براى من حاصل مىشود ، نيز يكى از وسائل پيشرفت و ترقى جوانها باشد . بنابراين ، هيچ جهت معقولى براى رد اين دعوت وزير ماليه نيافته متوكلا على اللّه تصميم در قبول آن گرفتم و برحسب عادت هر روزهء خود عصرى به سمت مجلس شورايملى براى تماشا رفتم . هنوز جلسه باز نشده بود ، در جلو عمارت مشغول گردش شدم .