عبدالله مستوفى

311

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

نمىپرداختند سهل است ، بوسيلهء سالدات يا قزاق خود ، اجرائيات مشروع حكومت را در دهات مجاور ، ولو اينكه بر ضد آنها هم نبود مانع ميشدند و به اين كيفيت درس تمرد به اشخاص خالى الذهن ميدادند . پسرهاى صارم الدوله كه پسرهاى بانوى عظمى و دخترزاده‌هاى ناصر الدين شاه بودند ، معلوم نبود بچه مناسبت خود را وابستهء روسها كرده و در جامه‌كاران ورامين خود ، دو نفر قزاق گماشته ، از چراى ماديان‌هاى دولت در لات جنب اين ده « 1 » كه هميشه مرتع ماديانهاى دولت بود ممانعت ميكردند و اگر ايلخىچى بدبخت اشتباها يا از روى ناچارى از آن حدود مىگذشت ، بوسيلهء قزاق‌هاى خود ، او را حبس كرده شلاق ميزدند . عز الدوله برادر ناصر الدين شاه ، براى معافيت از ماليات نواقل يابوهاى مردنى درشكهء چرخ‌آهنى خود ، خويشرا بسفارت بسته ، از اداى ماهى دو سه تومان ماليات استنكاف ميكرد . من از بازماندگان اين آقايان ، بخصوص از اردلان‌ها كه نواده‌هاى عز الدوله و بالاختصاص از اولاد خود كه نبيره‌هاى دخترى آن مرحوم هستند ، خيلى عذر ميخواهم كه نسبت بشاه جون باباى آنها اينطور رك و راست چيز مينويسم . من برادرزن‌ها و اولاد خود را خيلى دوست ميدارم ، ولى حقيقت را بيش از آنها محترم ميشمارم . اين‌ها را باسم و رسم معرفى كردم كه مردم بدانند اعمال همه‌كس را تاريخ ضبط مىكند و در پيش‌آمد نظاير ، جلو هواى نفس خود را بگيرند و با مليت طرف نشوند . پاره‌اى از مجاهدين و آزاديخواهان مادى هم بودند كه عبث پاپى اين قماش از مردم شده ، آن‌ها را از آزادى مير ماندند و مرتجع ميتراشيدند . سرآمد آنها پسرهاى حاج محمد رشتى ، سردار محيى و برادران ، حتى ميرزا كريمخان بودند . مثلا امين الدوله مالك لشت‌نشا بود و به خيال خود تدبير انديشى كرده املاك خويش را به آنها اجاره داده بود كه از شر سايرين معاف شود . آقايان لشت‌نشا را كه اصلا خالصه بوده است جزو اموال عمومى و متعلق به خود ( ! ) دانسته ، نميخواستند به مالك قانونى توان پس بدهند . مالك بموجب مادهء اجاره‌نامه ، اجاره را فسخ كرده بود ولى آقايان دست برادر نبوده و به آسانى نميخواستند ملك را واگذار و اسباب زحمت امين الدوله را فراهم ميكردند . بالاخره عقل خانم فخر الدوله اقتضا كرد كه ملكهاى خود را به آقا محمد جواد گنجه‌اى اجاره بدهد . اگرچه آقا محمد جواد و برادرانش غير از قاچاقچىهاى قفقازى ، ولى درهرحال ، در آنوقت تبعهء روس بودند . ساير مالكين و اعيان گيلان هم براى آسايش از تعرض بيجاى اين قماش آزاديخواهان

--> ( 1 ) - جامه‌كاران ورامين ملك دراز نسبة كم‌عرضى است و نقشهء آن بماهى شباهت دارد : طرفين طول آن‌كه از شمال بجنوب ممتد است ، دولات وجود دارد . اين دو مجرا سابقا مجراى يكى از شعب جاجرود بوده و بعدها كه رودخانه تغيير بستر داده خالى ولات مانده و كف آن علف روئيده و چمن شده و از اموال عمومى و تصرف دولت در آن از اين راه است . منتها اين آقايان ميخواستند به زور سفارت اين قاعدهء كلى و قانون عمومى را برهم زده در ملك عمومى تصرف شخصى بكنند . چرا ، به جهت اينكه اين دولات وصل بجامه‌كاران است .