عبدالله مستوفى
279
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
اين روز ، در روزنامه خوانديم كه قشون روس از سرحد جلفا گذشته و به سمت تبريز رهسپار شده است . يكى دو روز بعد هم جواب نامهء ما را دادند و البته جواب سربالا و خالى از منطق بود . پياده شدن عدهاى از قشون روس در ساحل گيلان ميدانيم بختياريها در اصفهان و در منطقهء وسط كه در قرارداد 1907 منطقهء بيطرف تشخيص شده بود ، هستند و انگليسها بموجب قرارداد خود با روسها هم كه بود ، نبايد قشونى باينجا بفرستند . بنابراين ، بختياريها موى دماغى نداشتند . در صورتى كه كار مجاهدين كه از رشت به طرف قزوين و طهران ميآمدند ، غير از آنها و اين دسته از قشون ملى ، چه در نقطهء اصلى و چه در راه و چه بالاخره در مقصد خود ، يعنى تهران ، همهجا در منطقهء نفوذ روس واقع بودند و البته روسها در اين اقدام ملى بر عليه محمد عليشاه كه در كار وقوع بود ، اگر براى اظهار وجود در منطقهء خود هم بود ، عدهاى قشون در ساحل درياى خزر پياده ميكردند كه اگر اتفاقى بر ضد تبعهء آنها در اين قسمت رخ بدهد ، جلوگيرى نمايند . البته اين منطقى بود كه در نزد همپيمانهاى خود ، يعنى انگليسها ، براى اين اقدام خود علتى ميتراشيدند و مقصود آنها پيدا كردن سابقهء تصرف در اين قسمت بود . انگليسها هم ضررى براى اين اقدام كه سياست مار گرفتن بدست دشمن ، يعنى سياست ديرين آنها ، را كاملتر ميكرد نميديدند و با رضايت طرفين عدهء چند هزار نفرى با تمام لوازم در ساحل انزلى پياده شد كه در موقع لزوم به سمت قزوين و تهران بيايد . محمد عليشاه هم فرستادن اين قشون را مترس براى آزاديخواهان دانسته و بپاى كمك روسها به خودش حساب كرد . چنان كه بعد از انتشار اين خبر ، حتى يك دستور ساده هم در جلوگيرى از اين اقدام ، بسفارت ما نفرستاد كه لا محاله ولو بىنتيجه هم بود ، از طرف سفارت اقدامى در اين باب به عمل آيد . اين قشون البته بموجب تلقين انگليسها و قرارومدار بين آنها دستور داشت كه آرامآرام از عقب مجاهدين تا قزوين رفته و در آنجا اقامت نمايد ، تا اگر لازم شد به طرف تهران حركت نمايد . چنان كه خواهيم ديد ، در موقعى اين قشون بقزوين خواهد رسيد كه مجاهدين به سمت تهران حركت كردهاند . اما آزاديخواهان به خوبى ميدانستند كه اين قشون براى چه مقصود آمده و در هرحال چون آنها با اين قشون طرفيت و تماسى پيدا نخواهند كرد ، بالطبيعه اين نيروى خارجى بىطرف خواهد ماند و در هرحال لازم بود تا مىتوانند ، زودتر كار تسخير تهران و پائين كشيدن محمد عليشاه را از تخت سلطنت ايران جلو بيندازند تا وسيلهء مداخلهاى به اين قشون خارجى ندهند . اقدام محمد عليشاه در بازكردن مجلس محمد عليشاه بالاخره گويا دانسته است كه اگر بخواهد در ايران پادشاهى كند ، چارهاى جز بازكردن مجلس و آزادى دادن به مردم ندارد و شايد سفارتهاى دولتين هم اين موضوع را به او حالى كرده باشند و مشغول فراهم كردن مقدمات انتخاباتست و از اقدامات