عبدالله مستوفى

273

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

خارجهء روس را بتهران مخابره كرديم ، جواب دادند سفير كبير حركت كرده است ، اقدام كنيد در پذيرائى او چيزى كم و كسر نباشد ! ! و هيچ متوجه قبح قضيه نشدند كه نميتوان به زور سفير بدربار دولت ديگر فرستاد و دولت روس را با كار خاتمه يافته مواجه كرد و اين جور سفير كبير را دولت روسيه مسلما ، اگر هم بخواهد ، نميتواند بپذيرد و اين كار جز بردن آبرو نتيجه‌اى ندارد . شايد شوق خود علاء الملك هم به اين مأموريت و كار چاقى و قوم و خويشى رئيس دفتر مخصوص با او ، در اين عجلهء بى مورد كه موجب وهن بين‌المللى و توهين به خود سفير كبير بود ، بيمداخله نبوده است . شايد پيرمرد به پيشرفت‌هاى بيست سال قبل خود در دربار روسيه خيلى معتقد بوده لازم نديده است كه منتظر جواب شوند و حتى شايد هم گفته باشد كه اگر اسم مرا بشنوند ، چون سابقه در دربار روسيه دارم ، فورا قبول ميكنند و شاه بسى تجربهء نالايق هم به اين بيانات معتقد شده ، او را روانه كرده است . بهرحال ، يكى دو روز بعد ، تلگراف علاء الملك كه ورود خود را بباكو خبر ميداد رسيد ، معلوم است كسى از او استقبالى نكرده و احترامى كه در خور سفارت كبرى بوده است ، بجا نياورده بودند . پيرمرد با تذكرهء سياسى كه سمت او سفير كبير فوق العادهء ايران در دربار روسيه تعيين شده بود ، مثل يكنفر شخص عادى بپطرزبورغ وارد شد . ماتاگار او را استقبال كرده و تا هتل اروپا كه خود براى محل توقف خود تعيين كرد ، با او همراه بوديم . مفخم الدوله هم باحترام سابقهء رياست او دعوتهاى خصوصى از او كرد . باوجود اين ، علاء الملك از دم در نرفته ، از وزير خارجه وقت ملاقات خواست . پير مرد خيلى بخصوصيت با وزير خارجه كه در استانبول باهم رفاقت داشتند ، معتقد بود . جواب وزير امور خارجه مسلما منفى بود . باوجود اين بمناسبت همان سابقهء دوستى از پذيرائى او بطور خصوصى مضايقه نكرد . البته علاء الملك آنچه ميخواست بوزير خارجه بطور رسمى بگويد ، در ملاقات خصوصى خود گفته است منتهى از اين اظهارات چه نتيجه حاصل شد ؟ مسلما هيچ ! علاء الملك خود نزد روزنامه‌نگاران فرستاده ، آنها را بمحضر خويش طلبيد « 1 » و تصور ميكرد كه انتشار بيانات او باعث پيشرفت مقصود محمد عليشاه مىشود . در مصاحبهء خود با خبرنگار روسكوى اسلو و آنچه پرت‌وپلا در انبان مغز خود داشت بيرون ريخت . ميدانيم اين روزنامه هم يكى از ارگانهاى دست چپىها و سرخهاى روسيه بود ، خبرنگار بيانات او را

--> ( 1 ) - يقينا آنروزيكه يكنفر از فارسىنويسهاى دورهء بعد از تسلط عرب بر ايران ، طلب عربى را به « يدن » فارسى توأم و اين فعل را اختراع كرده است ، خيلى از مقرمط نويسهاى آندوره از اختراع اين فعل جديد عصبانى شده و از اين اختراع او انتقاد كرده‌اند . ولى امروز تصور نميكنم كسى باشد كه از استعمال اين فعل اختراعى ششصد هفتصد سال قبل بجرم اينكه نيمى فارسى و نيمى عربى است خوددارى كند . يكى از محسنات زبان فارسى امروز كه آن را ميتوان در شمار نيرومندترين زبانهاى عالم دانست ، همين است كه هر لغتى بهر زبانى باشد ميتوان آن را گرفت و با علامت مصدرى فارسى فعل جديدى از آن ساخت و آن لغت خارجى بقدرى در افواه معروف شود كه حاجت بتفسير و تعبير نداشته باشد . مرحوم ايرج ميرزا در مصراع « مردم همه مىجهنميدند » جهنميدن را هم بمعنى جهنم رفتن استعمال كرده و خيلى زيبا شده است .