عبدالله مستوفى

252

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

آزادى ، جز درباريان كه اكثر دچار كسر حقوق و الغاى تخفيفات و تسعيرات هم شده بودند ، دشمنى نداشت . چرا ! پاره‌اى پيرمردها هم بودند كه بقول شيخ شيپور جسما مستبد بوده ، طبيعة اين طرز حكومت را بدون هيچ جهتى دشمن ميداشتند ولى اين‌ها خيلى كم بودند . اينكه در ضمن اصلاحات مالى كشور از نسخ تيول چيزى بقلم نياوردم ، به جهت اينست كه موضوع تيول در آن دوره براى صاحب تيولها ، چنان كه ميدانيم ، استفاده‌اى نداشته است كه از نسخ آن ضررى متوجه آنها بشود . اگر هم تفاوتى عايد ميكردند ، خيلى كمتر از تعديات حكام و نايب الحكومه و فراشباشيها برعايا بود و اهالى ده تيول شده بيشتر از صاحب تيول از اين تيول استفاده ميكردند . روزنامه‌هاى زمان خيلى باد به بوق الغاى تيول كردند درصورتيكه واقع امر غير از آن بود كه شهرت داشت . اين قانون بر ضرر رعيت‌ها بود و چندان ضررى متوجه اعيان كه صاحب تيول بودند نميكرد بلكه نفع آن كلا بحكام و فراشباشيها كه من بعد در قلمرو خود بدون استثناء و بىقرق ميچريدند عايد ميگرديد . رواج سلام و صلوات در انجمنها چنان كه اشاره شد ، از حيث مسلك ، تمام نوكرهاى قلمى و نظامى دولت ، آزاديخواه و مشروطه‌طلب و هريك در محل خود عضو انجمن بودند و هفته‌اى يكى دو شب سرى به اين مركز محلى خود ميزدند . ولى عدهء كمى از آنها مشروطه‌خواه واقعى بودند و باقى از رسم زمان تبعيت ميكردند . مشروطه با سلام و صلوات گرفته شده بود پس همه‌جا سلام و صلوات در كار و ديندارى در انجمن‌ها رواج بود ، حتى پاره‌اى از آنها روضه‌خوانى هم ميكردند . آزادىطلب‌هاى دوآتشه كه مذهب را منافى با آزادى ميدانند ، هنوز بود و - نمودى نداشتند يا از ترس اينكه مستبدين بيدينى آنها را پيراهن عثمان بكنند ، خون دل‌خورده سكوت ميكنند . اذان‌گوئى و صلوات بلند فرستادن عامه را در اين انجمنها متحمل ميشوند و آنها كه آتششان خيلى تند است ، از رواج بازار و وجاهت آقايان حجتين آيتين بسيار كوكند ، ولى چيزى به روى خود نميآورند و دين و مذهب را عجالتا آزاد گذاشته‌اند . وضع سفارت بعد از مشير الملك ( مشير الدوله ) در آن روزها كه همهء كارها شخصى بود ، سفارتخانه‌ها هم همين‌كه بى وزير مختار ميماندند ، تق‌ولق ميشدند . اثاثهء آبرومند سفارت كه از فرش و مبل و ظرف ، مال شخص مشير الدوله بود ، بسفارش خودش ، بعضى بايران فرستاده شد و قسمت ديگر در سفارت حراج و سفارت مثل مسجد شد . از ته‌ماندهء اثاثهء عهد عتيق ، سفره‌خانه و سالنى با سرهم‌بندى مرتب گرديد و باقى اطاقها خالى افتاد . من هم يكى از اطاقها را تخت‌خواب و لوازم شخصى گذاشته يك منزل هم در سفارت براى خود تدارك ديدم . مشاور الممالك هم اطاق خود را با چند تا پرده