عبدالله مستوفى

14

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

مهار كردند و در شهر گرداندند تا عبرت ديگران شود . وزارت اعظم امين الدوله عمر وزارت داخلهء عليقلى خان مخبر الدوله به جهت درازى عمر خود او كوتاه بود . در زمستان ، بعد از دو سه ماه وزارت پيرمرد بدرود زندگى گفت و اين كابينهء بىنخست وزير كه در حقيقت رياست نفوذى و معنوى و سنى آن با او بود ، بيشتر دچار وهن گرديد . از طرف ديگر فارسهائى كه در اين كابينه بودند ، از رفتار فرمانفرما مستأصل شدند . اين وزير جنگ هرچه ميخواست ميكرد و رشته‌هاى همه را با دستخطهاى شاه كه در كمال سهولت ميتوانست صادر كند ، پنبه مينمود . بنابراين وسائلى انگيختند و بعرض شاه رساندند كه امر كشور بىصدر اعظم مقتدر نميگذرد و براى اين كار امين الدوله را صلاح دانستند . بعد از عيد نوروز او را از تبريز احضار كردند ، بتهران كه رسيد دستخط وزير اعظمى او صادر شد . انتخاب امين الدوله موجب اميدوارى اصلاح‌طلب‌ها گشت و مردم تا اندازه‌اى از تشويش و اضطراب هرج‌ومرج سابق بيرون آمدند متانت وزير اعظم اقتضا داشت كه وزراء را مانند سابق بر سر كار باقى بگذارد و از هريك ببرويگى مشاهده كرد تغييرش بدهد بنابراين در افراد وزراء تغييرى حاصل نشد . دفن جنازهء شاه سابق در شاه عبد العظيم امين السلطان تهيهء دفن شاه را در حضرت عبد العظيم ، بساختن مقبرهء خاصى براى او ديده و تمام وسائل و مقدمات را تدارك كرده بود « 1 » . بعد از رفتن او البته نبايد از چپوچيهاى حول‌وحوش منتظر بود كه در اين مشروع اقدامى كنند . هفدهم ذيقعدهء 1314 كه روز سال فوت شاه بود نزديك ميشد . امين الدوله اينروز را براى رساندن

--> ( 1 ) - اين مقبره از مقبرهء حاجى ملا على كنى و مقبرهء جيران و يكى دو اطاق ديگر كه بمنزلهء قهوه‌خانه و آبدارخانهء اين مقبره‌ها بود ساخته شده و سنگ مرمر روى قبر را از يزد بتهران آورده‌اند . خوانندهء عزيز ممكن است فكر كند كه در آنوقت كاميونهاى ده بيست تنى امروزه هنوز بايران نيامده بود با چه وسيله‌اى اين سنگ را حمل كرده‌اند ؟ سنگ را روى تيرهاى كوتاهى مىانداختند و از عقب عمله‌ها با فشار بدن خود كه به سنگ وارد ميكردند سنگ را با تيرهاى زيرش مىغلطانيدند بطوريكه تيرهاى زير سنگ كار عراده را صورت ميداد . هرچه از تيرها از عقب از زير سنگ بيرون مىآمد بجلو انتقال مييافت البته صد ذرعى كه به اين كيفيت سنگ را مىپيمود تيرها يكى بعد از ديگرى از كار مىافتاد و بايد با استفاده از تيرهاى نويكه همراه داشتند ، تيرهاى شكسته را بمرور عوض كنند . عملهء اين كار را بايد دهات عرض راه و دهات مجاور راه بيندازند حاكم يزد بايد سنگ را به اين زحمت از خاك خود بيرون كرده به خاك اصفهان برساند ، حاكم اصفهان و كاشان و قم هريك در نوبت خود همين عمل را مجرى دارند . حساب اينكه اگر ميخواستند كرايه و به عمله مزد بدهند خرج حمل اين سنگ چقدر ميشد ، البته محاسب دقيق لازم دارد كه من اين كاره نيستم و شايد محاسبين كهنه‌كار هم تا قدرى اين كار را نكنند و مثلا يك سنگ به اين قطر و قواره را يكى دو كيلومتر با اين كار ابزار حمل ننمايند ، واحد حساب را نتوانند پيدا كنند .