عبدالله مستوفى

242

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

بود كه عمارت به زحمت از خلال شاخه‌هاى آنها نمودار ميگشت . در اينجا هم مثل برلن خانهء بىبالكن و بالكن بىگل نديدم . در حقيقت اين شهر عالم صغير برلن است فقط قرينه سازيهاى برلن را ندارد . زيرا در برلن در ساختمان ظاهر عمارت خيلى رعايت قرينه را كرده‌اند مثلا اگر در يك سمت خيابان خانه‌ايكه نماى خارجى آن به سبك رومن يا گوتيك باشد ، در خانهء مقابل هم همين سبك به كار رفته است . مخصوصا در سر چهارراهها كه در سر هر چهار گوشه اين رعايت را كاملا به عمل آورده‌اند در صورتى كه خانه‌هاى كوچكتر و كم ارتفاعتر مونيخ از اين قرينه‌سازى محروم است . شهر برلن از تمام شهرهاى اروپا زيباتر است ، در نگاهدارى خيابانهاى شهر هم شهردارى آنجا بسيار دقيق و شهر از هر حيث پاكيزه است . بخصوص محلاتى كه در اين صد و پنجاه سالهء اخير ساخته شده و معاصرترين شهرهاى اروپاست . وين پايتخت اطريش صبح پيش از آفتاب از خواب برخاسته ، خود را براى ورود بوين حاضر كردم ، گويا ساعت هشت بود كه ترن در گار ايستاد ، پياده شدم ، پى كسى ميگشتم كه با من كمك كرده باگاژ خود را بگيرم . در اين ضمن شخصى با كمال ادب جلو آمد و بدون هيچ حرفى از طرف من بفرانسه گفت : « آقا احتياجى دارند ؟ » احتياج خود را گفتم ، با من همراهى كرد ، اسبابها را گرفتيم و چون در سرحد اسبابهاى من معاينهء گمركى نشده بود ، مأمور گمرك كه حاضر بود ، نظر اجمالى به آنها انداخته ، علامت معاينه را ، پلمبى بگوشهء هريك زده وجه ناقابلى از بابت قيمت سرب و نخ پرداختم . اسبابها را بدرشكه‌اى گذاشته ، خواستم حق الزحمه‌اى به اين شخص بدهم . گفت : « ما از طرف ادارهء راه‌آهن باينكار موظفيم . » بايشان گفتم پس آخرين حاجت منهم اينست كه امر بدهيد درشكه مرا بهتل خوبى ببرد . گفت : « هتل تازه‌اى در اين شهر ساخته شده است كه بهترين هتل‌ها و در بهترين محله‌هاى شهر است . » بدرشكه‌چى دستور لازم داد . از او تشكر كرده ، راه افتادم ، بهتل رسيد ، اسباب‌ها كه باطاق نقل شد بلافاصله تلفنى بسفارت ايران خود و مكان خود را معرفى كردم . بعد از ساعتى جوانكى وارد شد و خود را معرفى كرد . حبيب اللّه خان وابستهء سفارت ايران در وين است . آقاى مفخم الدوله وزيرمختار بعد از انجام مأموريت سفارت كبراى فوق العاده‌اى كه مثل مشير الملك در دربار آلمان و اطريش داشته بايران رفته است . فريدون خان پسر كنت دومنت‌فرت هم كه نايب سفارت است ، نميدانم بكجا مسافرت دو سه روزه كرده است . با حبيب اللّه خان نهار را در هتل خورديم و وعدهء عصر را براى گردش باهم گذاشتيم . عصرى تا يكى دو ساعت از شب در خيابانهاى شهر گردش و در رستورانى شام و در يكى دو كافه شير - قهوهء مشهور وين را خورديم و آخر شب بهتل مراجعت كردم . ميخواستم باپراى وين رفته ، اين بناى زيبا را تماشا و اپراى معروف اين شهر را استماع كنم ، ولى فصل تابستان و اپرا تعطيل بود ، بتماشاى ظاهر بنا كه الحق خيلى عالى بود قناعت كردم . يكروز هم به شمبرون پارك معروف وين رفته ، ديوارهاى بلند درختى