عبدالله مستوفى
236
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
را بروسى « چورنى و خود » يعنى در سياه ميگويند ، ديدم ترجمه به از اين براى « چورنى و خود » نميتوان پيدا كرد . با تبسم گفتم : « خير ! او شما را نشناخته است بفرمائيد » باز دعائى كرده از در خارج شد . امروز بعد از نهار در ورساى ، در ميان انبوه جمعيت ، مشهدى حسن را با همان لباس و با همان ريش و قيافه ديدم . البته اول او مرا نشناخت ، من جمعيت را شكافته نزديكش رفتم ، سلامش كردم ، فورا متوجه شد ، تعظيم و احترام كرد . گفتمش « كاسبى چطور است ؟ گفت : « بسيار خوب ! در اينجا تومانى دو سه تومان فائده دارد ، من پاريس را مركز خود قرار داده متاع خود را از اينجا به تمام پايتختهاى اروپا ميبرم . به وين ، برلن ، مادريد ، رم و همهجا ميروم و ميايم . » ميخواستم از او بپرسم لباس از ايران ميخواهى يا اينجا تدارك ميكنى ، ديدم لباده و كلاه و شلوار همان است كه بود منتهى قدرى زرد - رنگتر شده و فقط كفش و جوراب را عوض كرده است . باطل شدن عمل جراحى اكثر روزها سرى هم بميرزا على اكبر خان ميزدم ، حال مزاجيش بد نيست و هر روز بهتر هم مىشود . يكروز كه به آنجا رفتم ، پرفسور بازيل دكتر عامل هم بود ، حالش را از او پرسيدم ، گفت : « من بشما ، مانند عموى مريضم ، ميتوانم بگويم عمل بىعيب است ، منتهى بايد خيلى احتياط كرد كه فشار گاز و فضولات داخلى مثانهء تازه دوختهء ما را پاره نكند ، درست است كه هرچه جلوتر ميرويم طبيعت كار خود را كرده دوختهء ما محكمتر مىشود ، ولى به همان تناسب فضولات داخلى هم زيادتر ميگردد ، از اين هم نميتوان كمتر به مريض غذا داد زيرا زيان ضعف مزاج از هر چيز بيشتر است . » روز ديگرى بعيادتش رفتم از نفخ شكم شكايت داشت روز بعد كه رفتم ديدم پيشگوئى پرفسور واقع شده و شب قبل فشار بار معده نصف دوخته را از وسط پاره كرده و در حقيقت عمل باطل شده است . پرفسور معالج هم بود ، از او پرسيدم « با اين وضع چه خواهيد كرد ؟ » گفت « فعلا هيچ ! چند روزى تقويت مىكند ، از بهداشتخانه بيرون ميرود ، بهار يا پائيز آينده مجددا عمل ميكنيم . » گفتم : « تصور نميكنيد كه در پائيز هم به همين پيشامد دچار شويد ؟ » شانهها را بالا انداخته گفت : « شايد ! ولى چون همين عمل قدرى جدار مثانه را كلفتتر كرده است ، بخيههاى آتيه محكمتر و مقاومتش بيشتر خواهد شد . » ولى مريض چندان از اين پيشامد متاثر نبوده و اين خود فوز عظيمى بود .
--> از كاخ سلطنتى دفاع كرده و تا آخرين نفر بدست فرانسويها كشته يا اسير شدهاند . گذشته از خدمات نظامى سويسيها بخدمات ديگر هم در فرانسه مشغول ميشدهاند كه از جمله خدمت دربانى بود كه شايد تمام دربانهاى خانههاى فرانسه اهل سويس بودهاند و اسم سويس در فرانسه بجاى دربان به حدى معمول گرديد كه امروز هم در زبان فرانسه ، دربان اسم ديگرى ندارد . روسها هم شايد در زمان پطر كبير كه اوضاع كشور خود را شبيه اروپا كردند ، اسم « شودسار » را كه همان ترجمهء سويسى يعنى اهل سويس است ، براى دربانى اتخاذ كردند . از اين جمله نتيجه ميگيرم كه « شيويد سر » آقاى مشهدى حسن اصفهانى همان شودسار روسى و ترجمهء سويس فرانسه است كه براى دربان استعمال مىشود .