عبدالله مستوفى

218

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

پاركر پشت نيزه‌دارها ايستاده بود ، با اشاره ما را به اين فضاى خالى كه چند نفرى از اعضاى سفارتهاى كبراى ديگر مثل ما براى تماشا در آنجا ايستاده بودند ، دعوت كرد . پس از آن‌كه سفراى كبار به شخص مشير الملك ختم شد و نوبت بوزير مختارها رسيد ، پادشاه بر صندلى خود جلوس كرد و باقى نمايندگان سياسى را كه دسته‌دسته پشت سر هم ميرسيدند و رئيس تشريفات اسم سفارت آنها را ميخواند و آنها تعظيم كرده ميگذشتند ، نشسته پذيرفته و با هريك با سر و چشم تعارف ميكرد . نمايندگان سياسى هم مثل ما اكثر به همين فضاى خالى پشت نيزه‌دارها ميآمدند و خيلى آهسته باهم بآزادى صحبت ميداشتند و گردش ميكردند . بعد از نمايندگان سياسى ، نوبت بلردها و رجال و اعيان بومى رسيد كه باز هم پشت سر هم ميافتادند و از در مدخل وارد ميشدند و طول تالار را پيموده و از جلو مأمور تشريفات كه اسم آنها را ميخواند ، ميگذشتند و در جلو شاه تعظيمى ميكردند و بضلع طولانى ديگر تالار رسيده و راست به سمت در خروج كه در گوشهء ديگر ضلع عرضى تالار واقع بود ، مىرفتند و خارج ميشدند . در اين روز مجموعه‌اى از كليهء لباسهاى رسمى انگلستان و مستعمرات آن‌كه همه لباسهاى رسمى سابق خود را داشتند ، تماشا كرديم . يكى دو نفر مهاراجهء هندى با لباس و عمامهء زردوزى سفيد هم در ضمن آنها بودند . يك پيرمرديرا در ميان بوميها ديدم كه لباس رسمى او عبارت از پارچهء چهارخانهء پتومانند بود كه دور آن را با چرم نخودىرنگ سجاف كرده و بجاى آستين دو دسته به شكل دستهء كيف از همان رنگ چرم دوخته بود كه دستهاى خود را از آن بيرون كرده و اين دسته‌ها در مفصل شانهء او قرار گرفته بود . لباس‌هاى افسران ايرلندى ، با كلاههاى پوستى تخم‌مرغى بزرگ هم ، جالب‌توجه بود . در اين سلام شايد بين يكى دو هزار نفر بودند كه به كيفيتى كه تشريح شد ، پشت سر هم از حضور پادشاه گذشتند و هريك به قدر منزلت ادارى و اجتماعى خويش طرف توجه شدند ، بدون اينكه نه براى پادشاه نه براى هيچيك از واردين جزئى زحمتى در كار باشد . من از تاريخچهء اين سلام كه مسلما مال خيلى قديم و از عادات ديرينهء اين كشور است ، اطلاعى ندارم ، ولى از تمام طرزهاى سلامى كه ديده‌ام بهتر و عملىتر است . در دائرهء ديپلوماتيكى اقلا بايد يكى دو ساعت با لباس سنگين رسمى به حال خبردار بايستند و اين بسيار خسته‌كننده است ، پادشاه هم با يكىيكى نميتواند تفقد كند ، در صورتى كه با اين طرز هرواردى ، ولو با يك گوشهء چشم هم شده است ، تفقدى از شاه دريافت مىكند و حس احترام برئيس دولت و تفقد او از رؤساى زيردست خود كاملا پرورش خود را مييابد . مهمانى شارژ دافر ايران يك شب هم در سفارت مقيم خودمان ، آقاى مهديخان پسر علاء السلطنه وزير امور خارجه ، شارژ دافر ايران ، بافتخار سفارت كبراى فوق العاده شام نيمرسمى دادند . اعضاى وزارت خارجه و مستشار سفارت عثمانى و هيئت سفارت كبرى و مهمانداران در آن شركت جستند . در اين شب صفر على مستخدم قديمى علاء السلطنه چلو و مرغ ترشى هم در جزو منو حاضر كرده بود .