عبدالله مستوفى
11
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
فرمانفرما وزير جنگ نظام الملك ، وزير لشكر سابق ، وزير ماليه صنيع الدوله ، پسر مخبر الدوله و داماد شاه ، وزير خزانه مشير الملك ، ميرزا نصر اللّه خان نائينى معاون وزارت خارجه ، وزير لشكر و براى ساير وزارتخانهها ، از قبيل تجارت و فوائد عامه و گمرك هم كه رديف الوزاره بودند اشخاصى معين گشتند . كار بناخانه هم بميرزا محمود خان بروجردى حكيم الملك معروف محول و بلقب وزير ابنيه سرافراز گشت . اتابك اعظم با دنبالههاى خود همه از كار خارج و محل براى تركهاى بيحوصله فراوان شد . هركس بكارى مشغول گرديده عين الدوله مير اخور شد ، سلطان عليخان امين بقاياى آذربايجان هم وزارت بقايا يافت و هريك در قلمرو خود مثل مردمان قحطىزده كه بسفرهء طعامى برسند ، مشغول عمليات شدند . مؤسس اين كابينه عبد الحسين ميرزاى فرمانفرما ، پسر فيروز ميرزا فرمانفرماى اسبق بود كه بعد از فوت برادرش عبد الحميد ميرزا فرمانفرما والى كرمان به اين لقب ملقب شده و لقب نصرت الدوله را براى پسرش فيروز ميرزاى ثانى فرمان صادر كرده است . فرمانفرما داماد مظفر الدين شاه و خواهرش حضرت عليا زن مظفر الدين شاه و از مدتى پيش در تبريز بود و يكى از مبرزين تركها بشمار ميآمد . امين السلطان به اختيار خود بقم مهاجرت كرد و در عماراتى كه شايد براى همين پيشآمدها ساخته بود مقيم شد . امين الملك را براى پس دادن حساب خزانه ، يا بهتر بگويم براى دوشيدن در تهران نگاه داشتند . اول كارى كه تركها كردند ، هجوم بخزانهء اندرون بود ولى بر خلاف انتظار در آنجا جز دويست هزار سكهء دو اشرفى و مقدارى صندلى شكسته كه روكش طلا داشت و چند قاب و قدح طلا « 1 » چيزى گير نياوردند ، اين پولها هم بعنوان مواجب عقب افتادهء قشون ، نصيب وزير جنگ شد . از يغماى خزانه كه فارغ شدند بامين الملك پرداختند ، بعنوان گرفتن حساب انواع فشار را بر او وارد كردند ، حتى بصير السلطنهء آلان بر اقوشى كه از طرف دربار محصل حساب او بود ، روزى چوب و فلك خبر كرده ، ميخواسته بدبخت را كه مريض هم بوده است به چوب و فلك ببندد . حاجى محمد حسن كمپانى امين الضرب هم از اين نمد كلاهى برد و در مقابل خسارتى كه از پول سياه بمردم زده بود ، خود و پسرش حاجى حسين آقا امين الضرب ثانى حبس شدند و بشكنجه چهار صد هزار تومان جريمهء پول سياه را دادند . « 2 » بعد بخالصجات پرداختند ، فرمانفرما يافتآباد را كه هزار تومان و هزار خروار جمع خالصگى داشت و پشت دروازهء تهران واقع است ، بده تومان و ده خروار جمع اربابى فرمان
--> ( 1 ) - اين قاب و قدحها ، از حيث ساخت چيز ظريفى بوده كه شكستن و پول كردن آن مايهء تأسف شد . مظفر الدين شاه مرد عوامى بود ، همين كه به او ميگفتند ساختن ظروف طلا حرام و شكستن آن مايهء خير آخرت است ، بيچاره تن درميداد . ( 2 ) - حاجى حسين آقا تا دم مرگش مطالبهء بىمصرف خود را از اين چهار صد هزار تومان از دست نميداد ، در صورتى كه همكارها و هممسلكهاى حزبى او هم به اين مطالبهء بى مورد ميخنديدند .