عبدالله مستوفى

10

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ناصر الدين شاهى ميگردد « 1 » . باوجود اين در رياست آبدارخانه و قهوه‌خانه و آشپزخانه و صندوقخانه و فراشخانه تغييراتى حاصل شد و آبدار و قهوه‌چى و ناظر و صندوقدار وليعهدى به اين كارها گماشته شدند . اگرچه در اين نقل و تحويل ، آبدارخانه و صندوقخانه از كس‌وكار اتابك اعظم منتزع شد ولى فراشخانه و آشپزخانه و قهوه‌خانه را هم از رؤساى سابق آنها كه از پارتى نايب السلطنه بودند گرفتند و اجمالا براى اتابك اعظم كه اين لقب را هم تازه شاه به او داده بود وهنى حاصل نشد سهل است ، شاه پيشنهادهاى او را راجع به همه كس و بهر كار بدون هيچ چون‌وچرا ميپذيرفت . از جمله مأموريت امين الدوله به سمت پيشكارى محمد على ميرزا وليعهد بآذربايجان بود كه امين السلطان به خيال دور كردن اين كانديداى صدارت از دسترس ، پيشنهاد كرد و شاه هم پذيرفت و امين الدوله بعد از مدتى خانه‌نشينى كه جز نانخانهء وزارت پست كارى نداشت با دنبالهء مفصل به اين مأموريت رفت . امين السلطان ميدانست كه بايد دل اطرافيان شاه را بدست آورد ، بنابراين از كار دادن به تركها و هركس از فارسها كه طرف علاقهء شاه واقع ميشد مضايقه نميكرد . چنان كه نصرت السلطنه دائى شاه را بحكومت و مستشار الملك پسر عموى ما را هم كه بمناسبت طول خدمت خود در آذربايجان نيمچه ترك محسوب ميشد ، به سمت وزارت تهران برقرار كرد حتى اگر احساس ميكرد كه كار يكى از پارتىها سهل است بستگان خودش هم طرف توجه مخصوصين شاه است مقاومتى نشان نميداد . ولى تركها كه مىخواستند خيلى زودتر همه‌كاره و داراى همه چيز شوند با كمال بيحوصلگى و باميد موقع مناسبت‌تر روز ميشمردند . عامهء مردم كه بانتظار اصلاحات بودند بناى غرغر گذاشتند . بعضىها هم ميگفتند شاه مشغول مطالعه است ، يك دفعه نميشود كارها را درهم ريخت . عنقريب نتيجهء مطالعات و نقشهء اصلاحات را خواهيد ديد . ماه ربيع الثانى و جمادى الاولى هم گذشت ، باز هم خبرى نشد و كار باشعار عاميانه كه بچه‌ها در كوچه‌ها ميخواندند نيز رسيد . آبجى مظفر آمده * با تركاى . . . آمده در در در شا ببين * امير بهادر شا ببين ظر ظر ظر شا ببين * شازدهء ناظر شا ببين « 2 » عزل اتابك اعظم در ماه جمادى الثانيه ، دستخط عزل امين السلطان از صدارت صادر و وزيران جديدى بشرح ذيل تعيين شدند : مخبر الدوله وزير داخله شيخ محسن خان مشير الدوله وزير امور خارجه

--> ( 1 ) - خوانندهء عزيز اگر درهاى پاشنه‌دار قديم را كه در آنها پاشنه كار لولاى امروز را ميكرد ديده باشد ، بمعنى اين تعبير پى ميبرد و درهرحال گشتن در بپاشنهء سابق كنايه از عدم تغيير اوضاع است . ( 2 ) - از اين منظومهء عاميانه يك شعر ديگر هم در نظر من مانده است كه با اينكه جنبهء ادبى آن خيلى زياد است ، چون راجع بيكى از زنهاى محترم مظفر الدين شاه مىباشد ، باحترام بازماندگان اين خانم از آوردن آن در اينجا خوددارى شده است .