عبدالله مستوفى
207
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
موزهء بريتانيا موزهء ملى لندن بسيار موزهء پرعالى است . انواع نقاشيهاى كار استادان قديم و جديد و اقسام مبل و اثاثيه و فرش و ظرفهاى ظريف ، از ادوار مختلفه ، از كل دنيا ، در آن جمعآورى شده است . يك ميز تحرير اسلوب لوئى چهاردهم كه گويا هديهء همان پادشاه براى پادشاه وقت انگلستان بوده است ، در آن ميانه بود كه از حيث زيبائى تزيينات برنزى و ساخت ، بسيار عالى بود . همچنين اثاثيههاى ديگر از اسلوبهاى لوئى پانزدهم و شانزدهم و دورهء امپراتورى كه همه عالى و هريك از شاهكارى صنعت مبلسازى بود . همچنين ، در قسمت فرش ، از قالى ايرانى و تركى و هندى و الجزاير فرانسه ، نمونههاى بسيار زيبا در اين موزه جمعآورى كردهاند . يك پردهء نقاشى كوچكى بود كه دختركى برهايرا در بغل داشت و منظور نقاش نمايش عفت و سادگى بوده است . در نگاه محجوبانهء دخترك به بره اثر سحرآميزى است كه بيننده چشم از آن نميتواند بگرداند . تماشاى اين موزه چند هفته وقت لازم دارد كه در هر قسمتى چند ساعتى صرف آن كنند . بيكبار ديدن نميتوان لطافتهاى صنايع مستظرفهايكه در آنجا جمع شده است درك كرد ، تا چه رسد باينكه بعد از سى و پنج شش سال من بخواهم جزئيات آن را بنويسم . اپرا شبى كه باپرا رفتيم ، تأليف يكى از استاداى معاصر را نمايش ميدادند . موضوع هم معاصر و راجع بافسر جوان انگليسى بود كه بژاپن مأمور شده و در آنجا دخترى ژاپونى فريفتهء او گشته ، باهم نزديك شدهاند . افسر جوان به خيال ازدواج با او بوده ، ولى در نظام انگليسى اين گونه روابط ، در حال مأموريت ، براى نظاميان ممنوع است و چون رابطهء بين او و دختر برملاء شده و دخترى هم از اين رابطه بوجود آمده بوده است ، بموجب قواعد نظامى انگليس ، افسر جوان اول بتغيير محل مأموريت و بعد باخراج از قشون و فرستادنش بانگلستان تنبيه مىشود . بنابراين ديگر نميتواند قولى را كه در ازدواج به دختر داده بوده است عملى كند . زن بدبخت كه اقوامش هم بواسطهء همين رابطه او را ترك گفته بودند و جز وعده و قول افسر ، هيچ ملجاء و منجائى و غير از دخترك دو سالهء زيبا ، يادگارى از عشق خود نداشته است ، بعد از يأس از طرف معشوق ، مصمم مىشود خودكشى كند . يكى دو بار جذبههاى مهر مادرى و سررسيدن طفلك در صحنهء اجراى انتحار ، از اين تصميم جلوگيرى مىكند ولى بالاخره درد هجران بر عشق مادرى چربيده ، قصد خود را باجرا مىرساند . از حيث موزيك ، البته من گوشم آنقدرها بموزيك اروپائى عادت نداشته و ندارد كه امروز بتوانم در خوب بودن يا متوسط بودن آن محاكمهاى كنم . ولى از جنبهء اخلاقى ، موضوع شايان و درسى است كه بافسران مأمور خارجه ميدهد ، تا در روابط خود با بوميها اندازه نگاهدارند و احترام قواعد و عادات نظامى كشور خويش را مراعات كنند و از همه بالاتر موجب بدبختى و بالاخره قتل نفس نشوند و اولاد خود را گرفتار بيكسى نكنند . سنها هم كه اكثر حكايت از زندگانى ژاپونى ميكرد ، براى من تازگى داشت ، زيرا فرش و پردهها حصيرى و ظرفها اكثر چوبى و خانهها مقوائى و درها و پنجرهها كاغذى بود .