عبدالله مستوفى

111

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

البته ارفع الدوله قاعده‌دان‌تر از آن بود كه مثلا در محافل رسمى اين قصيدهء خود را بخواند ، ولى به آن اندازه دانشمند نبود كه از سرودن قصيدهء خود در دربار سوئد حرفى بميان نياورده ، وعده نكند كه ترجمهء آن را براى تقديم حضور پادشاه و يادگار اين جشن با نسخهء فارسى آن خواهد فرستاد . البته در مراجعت بمقر هميشگى خود ، پطرزبورغ ، هم در ضمن گزارش اين مأموريت ، نسخه‌اى از اين قصيده و حسن اثرى ( ؟ ) كه در دربار سوئد كرده است ، با آب‌وتاب زياد بمركز فرستاده است . نميتوان گفت كه در اين وقت در مركز وزارت خارجه اشخاصى نبوده‌اند كه بيموضوعى اين شعر و شاعرى را از طرف يكنفر سفير نفهميده و ندانند كه اين كار در هيچ دوره‌اى حتى در عهد محمد رضا بيك سفير كبير شاه سلطان حسين در دربار لوئى چهاردهم پادشاه فرانسه هم معمول نبوده است . ولى نه صدر اعظم و وزير خارجه و نه رؤساى اين وزارت - خانه ، هيچيك وظيفهء خود ندانستند كه از اين تظاهر بى مورد جلوگيرى كنند . منتهى كارى كه كردند خواندن اشعار و پوزخند زدن به آن و فرستادن بآرشيو بود . مجاملهء ايرانى هم اقتضا داشت كه در جواب ارفع الدوله منشيها تحسينى هم از اين حسن قريحه بنمايند . آقاى ارفع الدوله به پا اندازى خودش مأمور كنفرانس صلح در لاهه هم شد . ميدانيم اين كنفرانس بتقاضاى نيكلاى دوم امپراطور روس ( ! ) منعقد ميشد . در مناسبت ارفع الدوله كه در دربار روسيه وزير مختار و قبلا در گزارش‌هاى خود شرح مقدمات اين كنفرانس را بمركز داده بود ، هيچكس ترديد نكرده و به مجرد تقاضا ، فرمان اين مأموريت براى او فرستاده شد . آقاى سفير فوق العادهء ايران در اين كنفرانس مجالى بدست آورده اثر بزرگترى از شعر و شاعرى خود ظاهر ساخت و شرح مذاكرات اين مجلس را بشعر درآورد . در مراجعت از اين سفر ، قصيدهء مدح پادشاه سوئد و اين منظومهء صلح و سرّ طول عمر را كه نميدانم بعد يا قبل از اين منظومه ساخته بود ، با خط نستعليق خوش و تذهيب و جلد زيبا چاپ كرده ، نسخهء آن را براى همه‌جا و همه‌كس فرستاده ، دانش را براى تخلص شعرى و اسم ادبى خود عنوان قرار داده و پشت جلد منظومهء صلح خود اين مصراع را هم كه زادهء طبع خود او بود « پرنس صلح شد عنوان بدانش از بالا » گنجاند و از اينروز خود را همه‌جا پرنس « 1 » صلح معرفى كرد .

--> ( 1 ) - پرنس بمناسبت لقب آلتسى بود كه از دربار بىبندوبار مظفر الدين شاه گرفته بود . « آلتس » در دوره‌هاى سلطنتى فرانسه ، مثل والاحضرت در فارسى ، عنوانى بود كه بشاهزاده‌هاى بلافصل خانوادهء سلطنت ميدادند . چنان كه در حاشيهء ديگرى هم اشاره كرده‌ام ، بىسوادى و بىاطلاعى ميرزا آقا خان صدر اعظم نورى كه بين عنوان شاهزادگى با لقب فرقى نگذاشته بود ، سبب شد كه تقاضاى اين عنوان را بعنوان لقب از ناصر الدين شاه بنمايد . شاه هم اگرچه چند كلمه فرانسه آموخته بود ، ولى فرقى بين اين عنوان با لقب قائل نشده عنوان شاهزادگى فرانسه را براى