عبدالله مستوفى
100
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
و خشك ، رطوبتهاى شش ماه برف و باران زمستان را از همهجا ميزدايد . در جنگلها و هرجا درخت و بيشهاى باشد ، خوانندگى بلبل ، گوش را نوازش ميدهد . سبزى چمنهاى طبيعى و مصنوعى ، چشمانداز را زينت مىكند . بعضى از سالها كه تابستان كم باران باشد ، اين طراوت و صفا تا پائيز برقرار است زيرا هر قدر هم تابستان به خشكى ورگذار كند ، باز هرچند روز يك بار ، به قدر آبپاشى ، بارندگى مىشود . ولى اكثر سالها همين كه ماه مه تمام شد ، فصل باران تابستانى شروع مىشود و غالبا ابرهاى سنگين و رعدوبرق و رگبار و گاهى دو سه شبانه روز باران پىدرپى و رطوبت هوا كه با گرمى توأم است ، كار تفريح را بر هم مىزند . در اين قبيل سالها ، فقط فرقى كه تابستان با زمستان دارد ، همان نبودن سرماست و از حيث جلوگيرى از گردش و تفريح با زمستان فرقى ندارد . خدا نكند كه در ماه مه هم بر حسب تصادف ، سرما و باران زمستانى قطع نشود زيرا در آن سال ديگر مردم مجال تفريح نخواهند داشت . جزاير يكى از گردشگاههاى پطرزبورغ جزاير است كه در چند كيلومترى شهر واقع و بواسطهء نزديكى به شهر ، عصرهاى ماه مه تمام اعيان با تمام تجملات خود براى گردش باينجا ميرفتند . در اين گردشگاه در نقطهاى كه بخليج نزديك است ، دائرهاى ساخته بودند كه مردم با كالسكه و درشگه در اين دائره دور ميزدند و بعد از يكى دو ساعت گردش مراجعت مى - كردند . شيكها و پولدارها براى تفريح و شام خوردن ، در مراجعت و در سر راه ، برستوران ارنست و متوسطين بآكواريوم ميرفتند . اين دو محل شيكترين رستورانها و باغ - هاى گردش تابستانى بود . رستوران ارنست دستهء اركستر رومن هم داشت . رئيس اركستر موسوم به اكه آلبى نوازندهء زبردستى بود كه حتى ماهور و بيات ترك و بيداد موسيقى ايرانى را هم از روى نت مشق كرده و حاضر داشت . هروقت يكى از ماها در رستوران پيدا ميشديم ، خود تنها آواز را مىنواخت و در پيشدرآمد و تصنيف و رنگ ، باقى اركستر هم با او همراهى مىكردند . بايد گفت ساير اعضاى سفارت ، اين شهرت را از دولت خرجهاى زياد آقاى اسد - بهادر در اين رستوران داشتند . او جاده را كوبيده بود ، ما هم از اين شهرت او برخوردار ميشديم . البته از ميزى كه اين آواز ايرانى براى خاطر آن از اركستر بلند شده بود ، و لو اينكه اسد بهادر هم در جزو آن نبود ، دست فراوان زده ميشد و تشكرى كه در خور اين انسانيت بود ، از مسيو اكه آلبى به عمل ميامد . او هم از روى صحنه بارورانس و تعظيم ، جواب اين حسن برخورد را ميداد . به همين جهات وقتى مظفر الدين شاه براى سفر آخر بپطرزبورغ آمد ، اكه آلبى با اركسترش بسفارت دعوت شده ، ماهور و بيات ترك و بيداد خود را تحويل اعليحضرت شاه هم داد و بدريافت مدال طلاى شير و خورشيد هم نائل آمد .