عبدالله مستوفى
89
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
1904 و جنگ روس و ژاپن در روسيه كاشته شد و بعد از پانزده سال ببار رسيده ، نتيجهء آنكه بر هم خوردن رژيم استبدادى روسيه و قتل خانوادهء امپراطورى و تمام اشراف و سران و سرمايهداران و زيرورو شدن ملت روس بود ، ظاهر گشت . دو نفر جوان محصل ديگر ايرانى در اوائل بهار سال 1322 يكى دو سه هفته بعد از ورود من ، بر عدهء محصلين ايرانى در پطرزبورغ افزوده گشت . يكروز صبح پسر زيباى ريز سيزده چهارده سالهاى با يكنفر راهنما بسفارت مراجعه كرد كه در كار پانسيون و مقدمات ورود او به كردكاده اقدام به عمل آيد . اين پسر نصرت اللّه ميرزا ، پسر امان اللّه ميرزا ، افسر قزاقخانهء ايران و امان اللّه جهانبانى امروز است . گويا تلفظ نصرت بروسى ترجمهء خوبى ندارد و خانوادهاى كه اين جوان براى پانسيون به آنها سپرده شده بود ، صلاح دانسته بودند كه اسم شاهزاده عوض شود و او را باسم پدرش ، امان اللّه خواندند و به اين اسم معروف گشت . بعدها اين جوان تحصيل خود را در مدارس عالى پطرزبورغ تمام كرد و براى تمام كردن باقى تحصيلات عالى كه آن روز روسها صلاح نميديدند ايرانيها بخصوص پسر يك افسر قزاق ايرانى داشته باشد ، ببرلن رفت . ولى هنوز بايران برنگشته ، پدرش در تبريز در حالى كه كفيل ايالت آذربايجان بود ، در ايام انقلاب آنجا و واقعهء قتل ثقة الاسلام ، از ترس بهانهجوئى روسها انتحار كرده و در سيد حمزه مدفون شده بود . بنابراين وقتى كه شاهزادهء جوان بطهران مراجعت كرد ، مانعى براى موسوم شدن باسم پدرش در كار نبود و باسم امان اللّه ميرزا معروف گشت . ديگر از محصلين تازهوارد ، محمد على خان پسر مجير السلطنه برادرزادهء حسينقلى خان نظام السلطنهء ما فى بود كه امروز بايد ايشان را محمد على مآفى خواند . پدرش داراى دو پسر بود ، به مد زمان بزرگتر را بروسيه و كوچكتر را براى احتياط كه هر رنگى پيش بيايد كسى را در خانهء ديوان داشته باشد ، براى تحصيل بسويس فرستاد . محمد على مآفى با سعى و مجاهدت سفارت و منتهائى كه روسها بسر ما گذاشتند ، در مدرسهء حقوق پطرزبورغ پذيرفته شد . در اينوقت روسها ايرانيها را برايگان در تمام مدارس خود نمىپذيرفتند . اين دو جوان هم هر ماهى يكى دو بار براى شام بسفارت دعوت ميشدند و گاهى هم براى كارهاى پانسيون و مدرسه و امور مالى مربوطه ، مراجعاتى بسفارت داشتند و از هر حيث جوانهاى برازندهء عاقل متينى بودند . بعد از دو سالى پسر سردار اعظم ، دخترزادهء ناصر الدين شاه ، نيز بر اين عدهء چهار نفرى محصلين ايرانى در پطرزبورغ افزوده شد . اين جوان همان سردار اعظم بعد است ولى در همين سال مهديخان و نردينى از مدرسهء سواره نظام نيكلا فارغ التحصيل شده ، بايران مراجعت كرده بودند .