عبدالله مستوفى

75

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ميكنم تو هر قدر برش كلاه را برهم بزنى ، بااين‌كه راه تفتيش خود را هم به تو گفته‌ام نميتوانى پوست كهنهء استعمال‌شده را دوباره براى من كلاه كنى . » من در ايام جوانى خود از اين قصه‌ها از دورهء امير نظام زياد شنيده‌ام بذكر اين چند فقره اقتصار كردم . عجب اينجاست كه اينقدر مراقبت در كارهاى جزئى او را از كارهاى كلى كشور بازنميداشته و حالاست كه ميتوانيم بدانيم چطور بوده است كه هيچكس در اطاق خلوت و حتى صندوقخانه خود هم جرأت تخطى از احكام او را نداشته و او مانند معجزه غيبگوئى ميكرده است ، شايد سادگى مردم آن دوره هم در اين اعجاز و كرامت بيمداخله نبوده است . تأسيس چاپارخانه يا اداره پست ديگر از كارهاى او ، برقرارى چاپارخانه در تمام نقاط كشور و پذيرفتن مكاتبات مردم و رساندن آن به مقصد است . قبل از اين دوره ، چاپارهاى دولتى با همان اسبى كه از مبدأ حركت ميكردند تا مقصد ميرفتند و جز مكاتبات دولتى با خود نميبردند . امير نظام چاپارخانه‌هائيكه در آنها اسب حاضر بود دائر كرد و چاپارها مكاتبات عمومى را هم ميگرفتند و به مقصد ميرساندند و مسافركشى هم ميكردند . شال اميرى امير نظام در تشويق صنايع هم بذل جهد نمود و شالهاى كرمانى را بپايهء شالهاى كشميرى ترقى داد و چون بعد از او تشويقى از اين صنعت نشد به حال سابق برگشت ولى اسم اميرى روى شال ترمهء كرمانى ماند . همچنين در كار تصفيهء شكر مازندران كه به درد قندريزى بخورد بذل مساعى نمود ، بطوريكه شكرهاى تصفيه‌شدهء مازندران ، دست‌كمى از شكر هندوستان نداشته است . امير - نظام در ساختمان بناهاى جديد در تهران و ولايات نيز اقدام كرد ، بازار و سراى امير تهران از بناهاى اوست ، در ايالات و ولايات نيز از عمارات دولتى تعمير بسزائى نموده و هرجا بساختمان جديد حاجت داشته است ساخته و در داخلهء شهرها قراولخانه‌هاى زياد براى توقف سرباز در سر چهارراهها بنا كرده كه هريك گنجايش بيست نفر سرباز داشت تا با افسر خود هميشه مواظب حفظ نظم در محله باشند . مرعوب كردن شاه از امير نظام امير نظام در تربيت شاه جوان خيلى اهتمام ميكرد و ميخواست وظيفهء اتابكى ( آتابيوكى ) را بطور كامل ادا كند ، شايد در پاره‌اى موارد نصيحت و پندى را كه بايد با لحن ملايم بعرض شاه برساند آمرانه و بطور تحكم ايراد ميكرد . منتظر الصداره‌ها و آنها كه وجود اين مرد كار را منافى اغراض خود ميدانستند تحكمهاى او را در نزد شاه بىتجربه به قصد توهين وانمود و بداعيهء سلطنتش متهم كردند و توجه عمومى را كه حقا بجانب امير نظام معطوف شده بود شاهد قرار دادند و شاه را از او مرعوب نمودند . عزل امير نظام و صدارت ميرزا آقا خان امير نظام چون خيلى از اين افكار بدور و به عمل خود مستظهر و مغرور بود متوجه اين حيله نشد . روز بيست و پنجم محرم 1268 بعد از سه سال و دو ماه و چند روز صدارت با استقلال ، دستخط عزل و امر باقامت در كاشان را دريافت نمود و بجاى او ميرزا آقا خان