عبدالله مستوفى

66

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

نظام مجالى به اين خرده‌كاريها نداد حتى شوراندن چند فوج هم كه در تهران بودند بىنتيجه ماند و امير نظام برقيبهاى خود كاملا فهماند كه مرد ميدان او نيستند . ميرزا آقا خان نورى كه از همه بيشتر خود را مستحق صدارت ميدانست مجبور شد خود را به او بسته و با او اتحاد - كند و صدر الممالك تبعيد شد و پاره‌اى هم تنبيه شدند و همه سر جاى خود نشستند . ميرزا تقيخان امير نظام ، پسر مشهدى قربان هزاوه‌اى فراهانى آشپز قائم‌مقام بود ، بودن در خانه قائم‌مقام و بروز هوش و لياقت فطرى ، او را از شاگردى پدر بهمدرسى آقا زاده‌ها ترقى داد ، خوانا و نويسا شد و همين كه برشد رسيد وارد خدمات دولتى گرديد . در پردهء نقاشى ملاقات ناصر الدين شاه با نيكلاى اول امپراطور روس در قفقاز كه در زمان وليعهدى ناصر الدين شاه اتفاق افتاده است ، ميرزا تقيخان يكى از همراهان است و بعدها از طرف دولت مأمور بستن عهدنامه ارزروم بين ايران و عثمانى شد و در اواخر عهد محمد شاه بعد از فوت محمد خان امير نظام زنگنه ، لقب و شغل او كه رياست قشون آذربايجان بود به او تفويض گشت . لقب اتابكى كه بعد از دوره سلجوقيان حتى به مرشد قليخان لله و وزير شاه عباس كبير هم در ايالت خراسان و وزارتش داده نشده بود ، از مخترعات خود امير نظام است كه نظر بجوانى شاه اين لقب نيمه‌پدرانه و نيمه استقلال‌طلبانه را براى خود فرمان صادر كرده است . آخر الامر ازدواج با عزت الدوله خواهر پشت و كالبدى « 1 » و عزيزكردهء شاه كه در همان چند ماههء اول صورت گرفت ، از طرف مهدعليا مادر شاه هم خاطر او را آسوده كرد و با نهايت استقلال باصلاح امور درهم و برهم اواخر دورهء محمد شاه پرداخت و اول اقداميكه كرد اصلاح امر خراسان و فرونشاندن فتنه حسنخان سالار پسر آصف الدوله بود . فتنه حسنخان سالار در خراسان اللهيار خان آصف الدوله دولّو يكى از وجوه قاجاريه و دائى محمد شاه و از دورهء فتحعليشاه همواره متصدى مهام امور كشور بود . عباس ميرزا نائب السلطنه در مراسلات خود به او « ارجمندى » عنوان مينوشت و محمد ميرزا در مكاتبات او را « خالوى اعز كامكار والاتبار » مخاطب ميداشت . به همين جهات ، وقتى قائم‌مقام به راه عالم ديگر رفت آصف الدوله خود را مستحق مقام صدارت پنداشت و بدون اجازه از خراسان كه در آنجا والى بود راه تهران پيش گرفت ولى ارادت محمد شاه به حاجى ميرزا آقاسى بر قوم و خويشى چربيد و خان دائى را بىنيل مرام حتى با مؤاخذه كه چرا امر مهم خراسانرا سرداده و بمركز آمده است ، امر بمراجعت داد . ولى خان قجر اطاعت از حاجى ميرزا آقاسى را مخالف شؤنات خود دانست و كار ايالت خراسانرا بعهدهء حسنخان سالار پسر خود گذاشت و خود به زيارت مكه مشرف شد . علاوه بر اينها در موقعى كه آقا محمد خان در استراباد از رؤساى ايل قاجار قول ميگرفت كه او را بمرد و مال كمك كنند و بسلطنت برسانند عدهء مهمى از بزرگان ايل ، محمد خان پدر اللهيار -

--> ( 1 ) - پشت و كالبد ، فارسى صلب و بطن است كه از شعر فردوسى اتخاذ شده و بعقيده من فارسى سره و زيبائى است . آقايانيكه در فارسى سره نوشتن اصرارى دارند اگر بتوانند از اين قبيل كلمات پيدا كنند هيچكس نميتواند ايرادى بر آنها وارد آورد .