عبدالله مستوفى
65
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
اسلاف من در سلطنت ناصر الدين شاه شاه مرد ؟ زندهباد شاه دو سه روز قبل از فوت شاه ، حاجى ميرزا آقاسى بتوسط چاپار مخصوصى از بدى حال شاه بوليعهد خبر داده و استدعا كرده بود كه فورا بتهران بيايد . بعد از فوت محمد شاه مهدعليا مادر شاه نو هم چاپار ديگرى روانه تبريز كرد و پسر خود را از واقعه خبر - دار نمود . ميگويند مهدعليا دو چارقد يكى سياه و ديگرى الوان روى هم بسر كرده بود و ميگفت : « يكى براى عزادارى شوهر و ديگرى براى سلطنت پسرم است . » عاقبت حاجى ميرزا آقاسى حاجى ميرزا آقاسى چون خوب ميدانست كه بعد از محمد شاه كسى خواهان او نيست و ناگزير بايد از كار كناره كند بىخداحافظ جا خالى كرد و بمدرسهء جنب صحن شاه عبد العظيم رفت و متحصن شد . ميگويند وقتى وارد حجرهء مدرسه شده چشمش بحصيرفرش حجره افتاده ياد از ايام قبل از صدارتش كرده گفته است : « په ! عجب خواب درازى ديدم ! » وقتى ناصر الدين شاه از تبريز آمد با اجازه او بعتبات رفت و پس از مدت كمى او هم بشاگرد و شاه خود پيوست . باز هم معروفست كه يكهفته قبل از مردنش در صورتى كه در كمال سلامت بود روز و ساعت موت خود را معين كرده بود . بعد از رفتن حاجى ميرزا آقاسى به شاه عبد العظيم بامر مادر شاه جمعى از رجال و شاهزادگان مجلسى ترتيب دادند كه در آن بكارها رسيدگى و مشورت ميكردند و رأى آن مجلس را به نظر مادر شاه ميرساندند و او امر باجرا ميداد ، مادر شاه در حقيقت نائب السلطنه پسرش بود . صدارت ميرزا تقى خان فراهانى وسائل حركت شاه جوان بسعى ميرزا تقيخان امير نظام فراهم شد و از تبريز بتهران آمد و در 23 ذيقعده 1264 در سن هفده سال و چند ماه در پايتخت تاجگزارى كرد . امير نظام با لقب اتابك - اعظم بمنصب صدارت نائل آمد در صورتى كه ميرزا آقا خان نورى منتظر اين شغل بود و گذشته از او اشخاص ديگرى هم كه از حيث سن و مقام و خانواده بر امير نظام تقدم داشتند زياد بودند . رسيدن ميرزا تقيخان بصدارت ابتدا مايه عدم رضايت منتظرين اين شغل شد و خواستند بپارهاى تحريكات او را مرعوب و از كار كنار كنند ولى حسن سياست و لياقت و كاردانى امير -