عبدالله مستوفى
52
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
ميگويد : « نه يك وجب ملك اربابى را خالصه و نه يك وجب ملك خالصه را اربابى كنند خدا را حاضر و ناظر اعمال خود بدانند » و متخلف از اين توصيه را بعقوبت اخروى تهديد نموده است . در دستخط ديگرى كه به چند نفر دانشآموز كه بفرنگ براى فراگرفتن پارهاى از صنايع از جمله ريختن عدسى عينك « 1 » ( ! ) فرستاده است نيز توصيههاى پدرانه كرده آنها را از ارتكاب لهو و لعب بازداشته است . حقشناسى او را واقعه ذيل ثابت مينمايد . حقشناسى محمد شاه وقتى قبل از سلطنتش بمحاصره هرات رفته بود ميرزا حسن مستوفى پسر ميرزا كاظم پسر آقا محسن آشتيانى ، كه از ورود اعضاى اين خانواده به خدمت دولت سابقا ذكرى كردهام ، با اردوى او همراه بوده است . در موقعى كه جمعى از خوانين هرات براى مذاكرهء تسليم باردو آمده بودند و تا نزديكى عصر مذاكره ختم نشده بوده است محمد ميرزا بفكر ميافتد كه شب آنها را نگاهدارد و در همان شب ، اگر نه فردا صبح شايد كار بنتيجه برسد . براى اين مقصود به قائممقام مينويسد يا پيغام مىكند كه تهيهاى براى نگاهداشتن آنها بهبينند قائممقام جواب ميدهد تدارك لوازم پذيرائى آنها زحمت دارد مرخصشان كنيد بروند فردا بيايند . شاهزاده از اين جواب كه اگرچه محرمانه ولى سربالا بوده مكدر شده ولى چيزى به روى خود نميآورد و صحبت را با خانهاى هراتى امتداد مىدهد . ميرزا حسن مستوفى كه حاضر و موضوع را بتفرس درك كرده بوده است از چادر بيرون ميآيد و پيشكار خود را ميخواهد و دستور تدارك پذيرائى خانها را ميدهد . كم - كم شب نزديك مىشود و هراتيها اظهار ميكنند ما را مرخص كنيد برويم فردا صبح براى ختم مذاكره بيائيم ، ميرزا حسن با اشاره چشم حاضر بودن وسيلهء پذيرائى آنها را به شاهزاده حالى مىكند . شاهزاده همين كه از تهيه شدن وسائل پذيرائى مطمئن مىشود طورى مجلس را اداره مىكند و در آخر كار آنها را براى شب نگاه ميدارد كه گوئى اين پذيرائى بيسابقه بوده است و مايه آبرومندى دستگاه شاهزاده ميگردد . بعد از قائممقام ، مستوفى الممالك سابق را كه عبد اللّه خان امين الدوله پسر حاجى محمد حسين خان اصفهانى بوده است بجرم هواخواهى از حسينعلى ميرزاى فرمانفرما ميخواهند عوض كنند ، شاه حاجى ميرزا آقاسى را احضار و امر ميدهد شغل مستوفى الممالكى را بميرزا حسن مستوفى پسر ميرزا كاظم آشتيانى بدهد . حاجى عرض مىكند اگر اراده شاه تعلق گرفته باشد كه اين شغل مهم بيكى از مستوفيها هم برسد خيلىها هستند كه بر ميرزا
--> ( 1 ) - از اين جمله معلوم مىشود كه در آنوقت ايران براى رفع حاجت زندگى خود احتياجاتش خيلى كم بوده كه دانشجوى مخصوص براى ريختن و تراشيدن عدسى عينك مأمور كردهاند در صورتى كه امروز آنقدر حاجت زياد است كه فكر عينكسازى بخصوص ريختن عدسى آن در درجات آخر واقع شده و حقا كسى بفكر اين كار نيست . نه اين باشد كه بخواهم بگويم ايران از آن عصر عقبتر است بلكه در آن زمان زندگيها ساده بوده و هرچه به آن احتياج داشتند صنعتگران كشور ميساختند ، بعلاوه در آن تاريخ در اروپا هم هنوز ماشين بخار و ساير ماشينهاى صنعتى راه نيفتاده و مثل ايران تمام صنايع با دست و چرخهاى دستى انجام ميشده است .