عبدالله مستوفى

51

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

يكى از كارهاى مهم فلاحتى حاجى ميرزا آقاسى كشيدن نهرى از رودخانه كرج براى يافت‌آباد و وسفنارد است كه بعدها موجب آبادى كلاك و گرم‌دره و ميان‌جوب و عده زيادى از دهات كه امروز از اين نهر مشروب ميشوند شده است . اين نهر را حاجى ميرزا آقاسى بوسيلهء سربازهاى فوج خلج قم كنده است ، آبى هم كه امروز از كرج براى تهران ميآيد تا سه چهار كيلومتر از همين نهر است و بعد به نهر عليحده ميافتد و بالاخره از مجراى زير - زمينى به شهر تهران ميرسد . آوردن اين آب به تهران هم يكى از كارهاى بسيار بسزاى دورهء ديكتاتورى است كه تهران را به اين عظمت رسانده است . از رودخانه جاجرود هم نهرى براى امين‌آباد نزديك شهر رى كنده كه در دامنه كوههاى شمالى بهنام پازكى ورامين ، آثار آن باقى است ولى اين نهر بواسطهء گود بودن دهنه رودخانهء جاجرود آبى نشده و معلوم مىشود حاجى خيال داشته است سدى جلو دهنه ببندد كه آب بالا بيايد و بنهر بنشيند كه روزگار مجالش نداده و كار نيمه‌تمام مانده است . اگر حاجى توانسته بود اين نهر را هم آبى كند در سمت مشرق تهران نيز يكرشته دهات مثل كلاك و گرم‌دره و ميان‌جوب و هفت‌جوب و غيره ايجاد و آباد ميشد امروز هم اگر وزارت كشاورزى اين‌كار را تعقيب كند مستلزم فوائد بيشمار است و گذشته از انبار شدن آب در پشت سد كه در تابستان كمك به آبيارى ورامين خواهد كرد شايد از ريزش آب از بالاى سد هم بتوان فائده برقى زيادى برد ولى كو فرصت ؟ محمد شاه ناخوش بود تابستان‌ها را ابتدا در نگارستان و وقتى هوا خيلى گرم ميشد بقصر قجر ميرفت ، در اواخر عمر محمديه را بين باغ فردوس تجريش و اوين ساخت كه به او وفا نكرد و بعد از او چندين دست گشت و چون هركس آن را خريد به بلائى مبتلا شد بديمن قلم رفت به همين جهت مالك آخرى ، احتشام السلطنه محمود علامير ، ناف‌برى جديدى براى آن كرد و اسم آن را محموديه گذاشت كه فعلا متعلق بدكتر استمپ دندانساز است . اصطلاحات عاميانه منبع تاريخ است از اين شاه ، آبادى و يادگار ديگرى معروف نيست شايد سكه پول سياه صد دينارى در زمان اين شاه معمول شده باشد زيرا در شيراز صد - دينارى را ممدى ( محمدى ) ميگويند ، همانطور كه سكه پنج يك هزار دينار هم از اختراعات زمان شاه عباس است و به آن عباسى ميگويند . عجب اينجاست كه در تفليس و كليهء قفقازيه تا قبل از كمونيست شدن روسيه سكه بيست كپكى نقره را كه پنج يك منات بود بوميها ، فقط به همين مناسبت كه پنج يك واحد پول رائج است ، عباسى ميناميدند . اينست نيروى عادت كه باوجود تغيير حكومت و سكه و فلز و وزن و عيار و ارزش ؛ عادت ، اسم را سينه‌بسينه منتقل كرده اثر حكومت دورهء قبل را محفوظ داشته است . عبث نيست كه اصطلاحات عاميانه هر قوم يكى از منابع تاريخى بشمار ميرود . اخلاق محمد شاه اين پادشاه ديندار و مهربان و خداترس و عادل و جز در مورد قائم - مقام حقشناس بوده است دست‌خطى از او ديدم كه سه نفر مستوفى ، از جمله جدم ميرزا اسمعيل را مأمور نوشتن رقبات دولتى يعنى صورت املاك و اعيان خالصه نموده است . در اين دستخط آنها را به عدالت توصيه كرده