عبدالله مستوفى
44
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
ناگزير روزى منتشر خواهد شد در پارهاى جزئيات كه مربوط به طرز بيان و پسوپيش مطلب است با آنچه نوشتهام اختلافى داشته باشد . « 1 » در هرحال بدون اينكه كسى سبب معقولى براى تلف كردن قائممقام بداند بامر شاه قائممقام را در نگارستان خفه كردند . از محمد شاه پادشاه خداترس حقشناس اين رفتار خيلى بعيد به نظر ميآيد قائممقام زندهكننده نثرنويسى فارسى بوده است ميرزا ابو القاسم قائممقام فراهانى زندهكننده نثر فارسى است . ميدانيم دورهء صفويه بااينكه براى ساير هنرهاى ظريف دورهء ترقى بوده است براى نظم و نثر فارسى روزگار انحطاط بشمار ميآيد در زمان نادر شاه افشار ، ميرزا مهدى خان منشى كه خواسته است نثر فارسى را ترقى دهد اينقدر مغلقگوئى و قلمبهنويسى كرده است كه كسى رغبت نميكند يك سطر از نوشتجات او را بخواند اين نويسنده افكار سبك هندى معمول زمان را كه اگر سرراست هم نوشته ميشد به زحمت از آن معنى استخراج ميگرديد در قالب لغات و تركيبات غيرمسطلح غيرمأنوسى ريخته است كه ترجمه هر سطر آن چندجور كتاب لغت لازم دارد . اجمالاتا لغت غيرمانوس ميتوانسته فكر كند از استعمال كلمات مصطلح خوددارى ميكرده است . نويسندگان نثر دوره كريمخان و آقا محمد خان اگرچه بدوره قبل از ميرزا مهديخان تأسى كرده و قدرى از مغلقنويسى او پائين آمدهاند ولى باز هم تقريبا همان رويه در كار بوده است . ميرزا ابو القاسم قائممقام نثر فارسى را از تشبيبات و افكار سبك هندى بيرون آورده و در نوشتجات خود تا توانسته است لغات مأنوس مصطلح به كار برده و شالودهء نثرنويسى امروز را ريخته است . استعمال لغت باندازهء لزوم كه اگر يك حرف از نوشته بردارند معنى نارسائى پيدا كند و احتراز از تكرار لفظى و معنوى ، شيوهايست كه قائممقام بقريحه خداداد بنثر فارسى داده و يكتنه اسلوب نويسندگى را عوض كرده و آن را به پايه دورههاى قبل برگردانده است . ميگويند وقتى محمد شاه امر بحبس او داده سفارش كرده است به او قلم و كاغذ ندهند و اگر چيزى براى شاه بنويسد نياورند و ميگفته است كه در قلم اين مرد معجزهايست كه ميترسم خواندن نوشته او مرا از تصميمى كه نسبت به او گرفتهام بازدارد . استادان خط تحرير شاگردان قائممقامند خط تحرير قائممقام كه واقعا اعجاز است بعد از او كسى نتوانسته است مراسلات را بتمامى و رسائى و خوانائى و زيبائى او بنگارد . حسينعليخان گروسى امير نظام و ميرزا عليخان امين الدوله و پدرش مجد الملك و ساير نويسندگان كه استادان تحرير بودهاند همگى
--> ( 1 ) - اين كتاب در مشهد چاپ شده خلاصهء آن همان است كه در متن نوشتهام . ولى مندرجات آن قابل خدشه است زيرا از يكنفر روسى آنروزى اينقدر هوش و فراست اعجاز است . گذشته از اين شيخ عيسى كه بعد از ده سال پرنس دالگاروكى و سفير ايران شده چگونه تغيير صورت داده است كه در ايران كسى او را نشناخته و ندانسته است كه اين همان مسلمان خالص العقيده ده سال قبل است .