عبدالله مستوفى

27

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ميرزا اسد اللّه خان نورى لشكرنويس‌باشى ملقب شد و بالاخره دارندهء اين كار را وزير لشكر ملقب كردند . در زمان آقا محمد خان چنان كه اشاره شد فرمان خيلى كم صادر ميشد پادشا مواجب مستخدمين كشورى و لشكرى را از خزانه‌اى كه زيركليد خودش بود ميپرداخت ولى در اين دوره بواسطه زياد شدن مشاغل و عده مواجب بگير و جدا شدن خزانه جارى از خزانهء ذخيره و لزوم نگاهدارى حساب مجبور بودند بهريك فرمانى بدهند بنابراين منشى الممالكى هم لزوم پيدا كرد كه هم‌وزن مستوفى الممالك بوده در تحت امر او فرمان‌نويسان و منشىهائى باشند تا كار دفتر مخصوص پادشاه را اداره كنند . بتقليد دوره‌هاى خيلى قديم يكنفر هم با لقب صاحبديوانى لازم بود كه صورت اسامى تمام حقوق‌بگيرها و اندازهء مواجب آنها را داشته باشد تا اسم كسى از قلم نيفتد و حيف‌وميلى از حدود فرمانهاى صادر شده در كار نيايد . از روى گرده زمان صفويه يكنفر صدراعظم هم لازم بود كه رئيس تمام اين دوائر دولتى باشد و مهام امور را از طرف شاه اداره كند . بتقليد زمان صفويه اين صدراعظم را اعتماد الدوله ملقب كردند و اين شغل و لقب را بحاجى ابراهيم كلانتر شيراز كه ديگر حالا حاجى ابراهيم خان شده بود محول نمودند ( بعضى از مورخين دادن اين شغل و لقب را بحاجى ابراهيم از كارهاى آقا محمد خان نوشته‌اند . ) در اصطلاحات دفترى و فرمان‌نويسى گرده كار را از زمان صفويه گرفتند و مقرر داشتند كه صدراعظم و مستوفى الممالك ( وزير دارائى ) و منشى الممالك ( رئيس دفتر مخصوص ) و صاحبديوان پشت فرمانها و براتهاى حوالهء وجوه دولتى را طغرى بگذراند و مهر كنند و مستوفيان ديگر هم تفتيش و نظارت خود را در آنها اجرا نمايند و هريك سوادى از اين فرمانها و بروات بردارند و ضبط كنند تا از تلف و تفريط جلوگيرى شود و حق بحق‌دار برسد . اين تاسيسات راجع به كارهاى عمومى دولت بود تاسيسات ديگرى هم براى ابهت سلطنت لازم بود كه بيشتر جنبهء شخصى داشت و آنها بقرار ذيل بودند : حرمخانه ( اداره خواجه‌سرايان و كارهاى خانگى ) خلوت ( اداره پيشخدمتان و فراش‌خلوتان ) آشپزخانه آبدارخانه ، قهوه‌خانه ، اصطبل ، فيل‌خانه ، زيندارخانه ، شترخانه ، قاطرخانه ، اسلحه‌خانه ، غلامخانه ، يساولخانه ، سرايدارخانه زنبوركخانه شاطرخانه ، نقاره‌خانه ، ايشيكخانه ( اداره تشريفات سلطنتى ) خزانه ، ضرابخانه و اينها را بيونات سلطنتى ميگفتند . در آينده و بوقت خود از هريك از اين بيونات و طرز جريان و شغل و كار آنها شرح لازم را خواهم نگاشت . فتحعلى شاه از زروسيم موجود خزانه زيركليد خود اعم از مسكوك يا شمش يا ظرف يا چيزهاى ساختهء ديگر كه صرفه‌جوئى آقا محمد خان آنها را ذخير كرده و در خزانه بدون هيچ ثبت و ترتيبى درهم ريخته بود ، سكه‌هاى نقره و طلا به وزن و عيار سكه‌هاى دورهء صفوى كه