عبدالله مستوفى

28

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

از زمان صفويه و اشرف افغان پول طلاى آن به اشرفى « 1 » معروف شده بود بوزنهاى يك و دو و پنج و ده و بيست و بيست و پنج اشرفى سكه كرد و براى متصدى ضرابخانه‌ها هم لقب معير الممالكى را زنده نمود « 2 » . چون براى سكه كردن مركزيتى در آن زمان نبوده و هر شهرى ضرابخانه خود را داشت و معير الممالك هم در عيار تمام آنها نظارت ميكرد باينجهت لقب معير الممالكى هم يكى از القاب شغلى بشمار مىآمد . اولاد فتحعليشاه فتحعلى شاه خواه براى تفريح و تفنن و خواه براى رام كردن رؤساى قبائل و بزرگان ايران ، زن زياد ميگرفت و اولاد مختلف زياد داشت بپسرهاى خود لقبهاى باطنطنه مثل نائب السلطنه - ظل السلطان - فرمانفرما - شجاع السلطنه - حسام السلطنه و ملك‌آرا ميداد و زنها و دخترهاى خود را شمس الدوله و قمر السلطنه و نظير آنها ميخواند . پسرها را بحكومت ايالات و ولايات ميفرستاد و اين شاهزاده‌ها هم بعضى بقدرى بيمغز بودند كه با برادران خود كه حاكم يكى از ولايات مجاور ميشد بر سر قلمرو حكومت ، نزاع ميكردند و گاهى كار آنها بمقابله و زدوخورد و غالب و مغلوبى و تصرف حوزهء حكومت مغلوب هم ميكشيد . فتحعلى شاه در مقابل اين اوضاع ، فقط بنامهء ملامت‌آميزى بيكى از دو طرف كه كمتر مورد مهرش بود اكتفاء و به همين اندازه تنبيه قناعت ميكرد و ندرة كار بعزل حضرت و الا از مقام خود ميرسيد و شايد عزل هم نصيب شاهزادهء مغلوب و مطرود ميشد و متجاوز بىمجازات ميماند . ميانه اين شاهزاده‌ها عباس ميرزا نائب السلطنه والى آذربايجان و محمد ولى ميرزا والى خراسان و محمد على ميرزا دولتشاه حاكم كرمانشاهان مردمان باكفايتى بوده‌اند ؛

--> ( 1 ) - در دوره صفويه اشرف يكى از القاب پادشاهان شده است چيزهاى منسوب بشاه را با مضاف اليه اشرف به كار مىبسته‌اند مثلا تالار اشرف يكى از آنهاست . واحد پول طلاى كشور را هم به همين مناسبت اشرفى ناميده‌اند . اشرف افغان كه آمد بمناسبت اسم خود اين تسميه را ترويج كرد و اشرفى يعنى سكه هيجده نخودى ( سه ربع مثقال ) با عيار ده يك كه همان دينار عربى و بالاخره دينار رومى و يونانى است باقى ماند . در زمان قاجاريه هم به همان وزن و عيار و به همان اسم باقى بود من در بعضى از خانواده‌ها بيست پنج اشرفى آن را كه از پنجهزارى نقره امروز بزرگتر و قطورتر بود ديده‌ام كه خانمها به شكل بازوبند ببازو ميبستند . دو قسم پول طلاى ديگر هم سكه ميكردند كه يكى نيم اشرفى ( پنجهزارى ) و ديگرى خمس اشرفى ( دو هزارى ) و بمنزله پول خورد طلا بود . ( 2 ) - اين معير الممالك يكى از اجداد آقاى دوستعلى معيرى است كه در اينوقت كه حاجت بسكه زدن پيدا شده است او را بشغل اجداديش گمارده‌اند . اين خانواده از اوائل صفويه ببعد هميشه معير الممالك يعنى رئيس ضرابخانه‌هاى كشور بوده جد اعلاى آنها باسم حسينعلى بيك ، زرگرباشى دربارى شاه عباس بود و لقب معير الممالكى را هم بمناسبت زرگرى و دانش عيار بندى طلا و نقره به او داده بودند در تاريخ عالم‌آراى عباسى باسم اين حسينعلى بيك برميخوريم ولى من از مشاغل احفاد حسينعلى بيك در دوره نادرى و كريمخانى و آقا محمد خانى بيخبرم و نميدانم در اين دوره‌ها هم سكه‌اى زده‌اند كه حاجت بمعير الممالك داشته باشند يا خير در هرحال تحقيق در اين امر قدرى كندوكوب فكرى و مطالعه لازم دارد كه اعتراف ميكنم من حوصله آن را ندارم .