عبدالله مستوفى
18
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
وجود داشته باشد آن را محو و اسم پادشاه وقت را بنويسانند باينجهت است كه معلوم نيست كه ساير ابنيه و عمارات سلطنتى تهران هريك متعلق بكدام شاه است . خندق و ديوار دور عمارت سلطنتى ، كه حد شمالى آن ميدان سپه و شرقى آن خيابان ناصر خسرو و جنوبى آن خيابان بوذرجمهرى و غربى آن خيابان جليلآباد ( خيام ) بوده و پشت خندق ديوار قطور بلندى از گل داشته است شايد از كارهاى آقا محمد خان باشد . دوره شهر تهران ديوارى از زمان شاه طهماسب صفوى داشته است . كندن خندق و بزرگ كردن تهران از كارهاى آقا محمد خان است در هرحال حدود آن از سمت شمال خيابان برق و سپه و از سمت غرب خيابان شاهپور و از جنوب خيابان اسمعيل بزاز ( مولوى ) و از مشرق خيابان رى بوده است . در اواسط سلطنت ناصر الدين شاه احتياج ببزرگ كردن شهر پيدا شد و خندق از سمت شمال بخيابان شاهرضا و از سمت مغرب بخيابان سى مترى و از سمت جنوب بخيابان ايستگاه راهآهن و از سمت مشرق بخيابان شهباز امروز تغيير يافته و در دورهء پهلوى خندقها پر و خيابانهاى نامبرده بجاى آنها ايجاد شده و شهر تهران بعظمت امروزه رسيده است . در هرحال بايد گفت آقا محمد خان كه بيشتر اوقات خود را صرف سفرهاى جنگى ميكرده است وقت فارغى كه صرف ابنيه و تزيين پايتخت كند نداشته است . اميرنشينهاى حول و حوش بعد از تسخير كشور اصلى ايران و برقرارى نظم در اين قسمت ، آقا محمد خان بفكر اميرنشينهاى حولوحوش هم افتاد . دعوى ايران بر تركستان خيلى قديمى است . از تاريخ باستانى و تقسيمات فريدونى كه كشور خود را بين ايرج و سلم و تور قسمت كرده و سپس منوچهر نبيره او اين سه كشور را يكى نموده و بعد به اولاد سلم و تور استقلال داخلى داده و در دورهء كيكاووس و كيخسرو چندين سال استقلال داخلى تورانيها از بين رفته و تحت حكومت مستقيم ايران درآمده و باز به اولاد افراسياب استقلال داخلى داده شده و در زمان گشتاسب هم بتوسط اسفنديار پسر و سردار رشيد او براى دفعه سوم استقلال داخلى تركستان از بين رفته و تحت امر مستقيم ايران درآمده است نميتوان استناد تاريخى كرد زيرا اين تاريخ سند محكمى ندارد و معلوم نيست كه ايرانيهاى زمان ساسانى از كدام جنگهاى ايامى كه تازه بفلات ايران مهاجرت كردهاند ياد نموده باشند . ولى از تاريخ دورهء هخامنشى كه اسناد كتبى و كتيبههاى قابل اعتماد زياد دارد به خوبى برميآيد كه هميشه تركستان و ماوراء النهر تا حدود كاشغر ملك طلق ايران بوده است و اين ايالات ايران ، با استقلال داخلى در تحت امر شاهنشاهان اين سلسله بودهاند . اما اشكانيان كه خود اهل پارت ( خراسان ) بودهاند ابتدا قسمت شرقى را مسخر كرده و بعد به سمت ساير قسمتها و خلفاى اسكندر هجوم برده و آنها را از كشور ايران بيرون كردهاند . در دورهء ساسانى هم كار به همين قرار ، و همواره تركستان خراجگزار ايران بوده و