عبدالله مستوفى

12

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

داشت وصول و ايصال مالياتها با حكام بود بحاكمى كه بولايتى ميرفت طومارى ميدادند كه در آن ميزان ماليات از روى جزوجمعها و اطلاعاتيكه ميرزا اسمعيل تهيه كرده بود جمع و مصارف محلى بخرج آن گذاشته شده بود . البته اين طومار يا دستورالعمل يا بودجه باقى داشت كه حاكم بايد بعد از وصول بمركز بفرستد يا بحواله مركز بپردازد . در فلان ولايت خرج فوق‌العاده‌اى براى قشون‌كشى پيش ميآمد ، وجه آن از باقى دستور العمل ولايات حول‌وحوش حواله ميشد و اگر مازادى ميماند بمركز منتقل و در خزانه زير كليد شخص شاه حفظ ميگرديد . شاه بفلان سفر جنگى ميرفت در اين سفر بخزانه و دفينهء رؤساى محلى كه ياغيگرى كرده بودند پى ميبرد آنها را ضبط ميكرد و همراه خود ميآورد و در همان خزانهء زير كليد خود ميريخت يا در نزد خانوادهء فلان رئيس دورهء نادرى مقدارى جواهر و طلاى دولتى سراغ مينمود رؤساى آنخانواده را بشكنجه و عذاب وادار مىكرد كه دفينه‌هاى خود را اقرار كنند هرچه بود ميگرفت ، كجا ميبرد ؟ در همان خزانهء زير كليد خود ميريخت . فلان مصرف فوق‌العاده پيش ميآمد ، باقى طومارهاى ولايات حول‌وحوش كفاف اين مصرف را نميداد از اين خزانه زير كليد شاه پول برميداشتند چون در تمام اين جنگها خودش شخصا حاضر بود عمل خيلى ساده ميگذشت يكنفر امين معين ميكرد پولها را تحويل او ميداد و هر چند روز يك بار مصارف و موجودى او را شخصا رسيدگى مىنمود . بعد از ختم سفر اگر چيزى باقى ميماند باز بخزانهء زير كليد خود ميريخت . اين بود كه در زمان آقا محمد خان اصول كاغذبازى و حواله و اطلاق خيلى كم بود و به همين واسطه با عده‌اى محدود كارهاى محاسباتى انجام مييافت چنان كه جز ميرزا اسمعيل در كارهاى مالياتى و ميرزا اسد اللّه نورى در كارهاى محاسبات قشونى ، اهل قلم مبرز ديگرى را در دستگاه سلطنت آقا محمد خان نشنيده‌ام . آقا محمد خان خود خزانه‌دار و مستوفى الممالك و صاحب ديوان دولت خود بوده است . من در تمام مدت عمر خود در نظر ندارم فرمانى از آقا محمد خان ديده باشم . سجع مهر و امضاى دستخط اين پادشاه را هم تاكنون نديده و نميدانم چه بوده است . در صورتى كه از دورهء صفويه و نادر شاه و كريمخان زند كه قبل از او بوده‌اند ، فرامين زياد ديده‌ام و سجع مهر كريمخان « يا من هو به من رجاه كريم » را اكثر ديده و شنيده‌اند بنابراين آقا محمد خان منشى الممالكى هم كه فرمان‌نويسى كند لازم نداشته و آنچه بنوكرهاى دولت ميداده بدون فرمان بوده است كه فقط از روى صورتى كه نزد ميرزا اسمعيل مستوفى و ميرزا اسد اللّه لشكرنويس بوده مواجب كشوريها و لشكريها هر ساله پرداخته ميشده است حافظهء عجيب و پشتكار خسته نشو و باريك‌بينى ، و بالاختصاص حرصى كه بجمع‌آورى مال داشته او را از اين تجملات ادارى بينياز كرده بوده است .