عبدالله مستوفى

11

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

عاقبت لطفعليخان زند اما شاهزاده زند بعد از ورود بكرمان نيروى تازه‌اى جمع‌آورى و برج و ديوار خشتى شهر را محكم كرد و روزبروز بر حوزه استيلاى خود افزود بطوريكه آقا محمد خان مجبور شد با نيروى زيادى بجانب كرمان برود و شهر را محاصره كند . تپه‌هاى مصنوعى سمت مشرق شهر امروز هم برجا و از روزهاى محاصره اين شهر يادگار مانده است بالاخره بعد از كشش و كوشش جانبين ، غلا و تنگى سبب تسلط محاصرين بر شهر شد . لطفعليخان از خندق شهر گذشت و با چندتن از خاصان خود به قصد بلوچستان فرار كرد . در بين راه باز به او خيانت كردند اسب او را سر آخور پى زدند و او را گرفتند و تسليم آقا محمد خان نمودند . آقا محمد خان بعد از ورود بكرمان از هيچگونه قساوت و بيرحمى فروگذار نكرد آنچه توانست گوش و چشم كند و دست و پا بريد . رفتارش نسبت بلطفعليخان بسيار بيرحمانه و مخالف انسانيت بود زيرا در هيچ شرع و منطقى آزار و هتاكى نسبت به كسى كه محكوم باعدام است روا نيست و بالاخره او را ببدتر وجهى كشت . قتل لطفعليخان زند يعنى آخر شخص سلسلهء سابق ، مدعى بزرگ سلطنت آقا محمد خان را از بين برد و تسلط او را بر تمام خاك اصلى ايران مسلم داشت اينوقت ( 1209 ) بود كه باصرار سران قوم آقا محمد خان تاجگذارى كرد و سر و بر خود را بتاج و جبه شاهنشاهى ايران زينت داد ولى من تاكنون سكه‌اى از او نديده و نشنيده‌ام بايد گفت اگر هم سكه‌اى زده باشد خيلى محدود و شايد منحصر بروزهاى تاجگذارى و جلوس او بسلطنت و براى شگون بوده است . ميرزا اسمعيل كه در اكثر سفرهاى جنگى همراه آقا محمد خان بوده است چنان كه سابقا هم اشاره شد بهرجا كه ميرسيد از تحصيل اطلاعات مالى بخصوص بدست آوردن جزو جمعهاى مالياتى و اصلاح جزوجمعهائيكه در سفرهاى سابق بدست آمده بود خوددارى نميكرد و سفر شيراز و دست يافتن بسوابق و اطلاعاتى كه در اداره مركزى موجود بود كار استيفاى ميرزا را تكميل نمود . آقا محمد خان همه كاره سلطنت خويش بود رؤسا و خوانين ايلات برحسب رسم زمان اداره كارهاى دارائى و زندگى خود را بدست پيشكار ميسپردند حتى اكثر آنها خواندن و نوشتن را هم خلاف حيثيت خانى و رياست ميپنداشتند و معتقد بودند كه خان بايد شمشير خوب بزند ورزش قلم را بقول آقا محمد خان كار « فرنىخورها » ميدانستند ولى آقا محمد خان كه در مدت حبس نظر بودنش در شيراز ، جز همان مواجب اعطائى كريم خان درآمدى نداشت و ممسك و باريك‌بين هم بود عادت كرده بود كه حساب همه چيز خود را خود داشته باشد . در ايام سلطنتش هم همين رويه را از دست نداد . نداشتن زن و فرزند و تفريحات خانوادگى هم وقت زيادى براى رسيدگى بحسابها در اختيار او گذاشته بود بطوريكه تمام كارهاى محاسباتى كشور خود را خود رسيدگى ميكرد بنابراين ميرزا اسمعيل با عمل ، بيشتر از اداره سروكار