عبدالله مستوفى
6
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
هم گفتهاند بقال را سياست كرده است . از اين واقعه ، اگر مطابق با واقع باشد ميتوان محدود بودن زندگى آقا محمد خان و كماهميتى وجودى او را در ايام حبس نظر بودنش در شيراز تخمين كرد . « 1 » شكار وسيله فرار كريم خان زند كه خود را وكيل الرعايا ميخواند و با اين اسم و عنوان از قفقاز تا تركستان و از سليمانيه تا پنجاب بر تمام خاك ايران و اميرنشينهاى حولوحوش سلطنت ميكرد سهل است در اواخر عمرش بصره را هم تصرف كرده بود به بستر بيمارى افتاد بيمارى كه روزبروز شديدتر و بالاخره منجر بمرگ او گشت . همين كه حال خان زند سخت شد ، آقا محمد خان بعنوان شكار دو سه روزه از شهر بيرون رفت ولى هر روز بكنار شهر ميآمد و به محلى كه قبلا قرار گذاشته بود نظرى ميافكند و همين كه علامت مخصوص را كه اگر كريمخان بدرود زندگى گويد بايد همدست او « 2 » در آن محل نشان بدهد نميديد مراجعت مينمود تا روزى علامت را در برج معهود ديد و از مرگ كريمخان اطمينان حاصل كرده راه طهران را پيش گرفت و خود را زودتر از خبر واقعه بورامين رسانيد . تدارك مقدمات سلطنت قبلا بوسيله يكى از همراهان خود كه جلوتر فرستاده بود نزديكان خود را از دامغان احضار كرد و عربهاى ورامين را كه نادر شاه از فارس كوچانده در آنجا ساكن كرده بود با خود همدست نمود « 3 » و با آنها به سمت گرگان شتافت . در آنجا رؤساى تيره خود يعنى قوانلوها را با خود متفق نمود و آنها را نزد ساير تيرههاى قاجار فرستاد و تمام ايل را با خود همراه كرد و بوسيله ايل خود بر گرگان مسلط و با چريك و سوارهء استرآبادى و ايل قاجار متوجه مازندران گرديد . ميرزا اسمعيل ميگويد وقتى ميخواستيم بمازندران برويم فصل طغيان رودخانهها بود براى عبور از رودى بكمك آببازهاى محلى كه گدار را ميشناختند حاجت پيدا كرديم اسبها را خالى از آب گذراندند وقتى نوبت بما رسيد هريك از آنها يكى از ما را بدوش كشيدند و به آب زدند برحسب تصادف آببازى كه من سوار او بودم با آبباز مركوب آقا محمد خان نزديك هم بودند خان از راه احتياط كه مبادا آبباز قبلا خريدارى شده باشد
--> ( 1 ) - نيز معروف است عمه آقا محمد خان زن يكى از ملاهاى شيراز بوده است خان قجر هر وقت بديدن عمه خانم ميرفته ملاى شيرازى به او بىاعتنائى ميكرده است تا حدى كه آقا محمد خان بوسيله يكى از محارم طرفين از ملا گله كرده است . ملاى شيراز صاف و پوستكنده در مقابل اين گلهگذارى گفته بوده به اين خان قجر بگوئيد همين است كه هست هر وقت شاه شدى شكم مرا بدرون ميگويند شاه قاجار در همان روزىكه پى بقال فرستاده بوده است ملا را احضار كرده و تقاضاى ده پانزده سال قبل او را برآورده است . ( 2 ) - اين همدست عمه او و زن همان ملاى شيرازى سابق الذكر بوده است . ( 3 ) - محلهء عربها را سرجنبانهاى اين طايفه بامر آقا محمد خان در شهر تهران ساختهاند و خانههاى بازماندگان آنها شايد هنوز هم در اين محله باشد .