عبدالله مستوفى

3

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ميرزا اسمعيل پسر آقا گنجعلى و او پسر آقا قنبر على بوده است پدر و جدش در قصبهء گركان از آب و ملك خود زندگى ميكرده‌اند . از احوال اين دو نفر اطلاعى در دست نيست ولى از اينكه آقا گنجعلى توانسته است بپسر خود تربيتى بدهد كه در سن جوانى بمقام پيشكارى خان قجر برسد معلوم مىشود كه اينها بخصوص پدر ميرزا اسمعيل ، داراى زندگانى اربابى بوده‌اند . مزرعه ملّى نزديك گركان ملك آقا گنجعلى و دائى ميرزا اسمعيل هم صاحب خط و ربط و محاسب و شايد قسمتى از تربيت ميرزا هم مرهون اقدامات ميرزا دائى بوده است . تاريخ ولادت ميرزا اسمعيل معلوم نيست ولى مطابق رسم زمان كه اشخاص خيلى جوان را بكارى نمىگماشته‌اند ميتوان حدس زد كه در اينوقت كمتر از بيست سال نداشته است . موهاى ميرزا خرمائى و چشم‌هاى او كبود و از جوانهاى متدين بشمار ميآمده است از كتاب هاى كتابخانه خود كه وقف اولاد كرده همچو برميآيد كه از معلومات فقهى و حديثى هم بىاطلاع نبوده است . اسلاف آقا محمد خان قاجار آقا محمد خان پسر محمد حسن خان و او پسر فتحعلى خان قوانلوى قاجار است . فتحعلى خان در زمان شاه سلطان حسين صفوى رئيس سواره و ايلخانى ايل قاجار بود در وقتى كه افغانها اصفهان را محاصره كرده بودند با عده خود بكمك شاه بدبخت صفوى به اين پايتخت آمده و همين كه ديده است شاه سرگرم اذكار و اوراد و رجال دربارى بخيالات خود مشغولند عدهء خود را برداشته نزد طهماسب ميرزا پسر شاه كه در نواحى شمال مشغول جمع‌آورى عده و عدّه براى مقابله با افغان بوده است رفته و پس از آنكه افغانها اصفهان را فتح و شاه سلطان حسين را كشتند ، طهماسب ميرزا را شاه طهماسب خوانده و تقريبا تمام شمال ايران را جمع‌آورى كرده و از طرف شاه طهماسب بلقب نائب السلطنه نيز ملقب شده است . وقتى شاه طهماسب براى تكميل قواى خود بخراسان ميرفت نادر قليخان افشار با عدهء سوار خود بتوسط نائب السلطنه به خدمت او وارد شد . اين نادر قليخان ندرقلى پسر پوستين‌دوزى بوده كه در نزد يكى از رؤساى افشار مشغول خدمت شد و بواسطهء كياست و لياقتى كه داشته است خان دختر خود را به او داده و بعد از او برياست عشيره و سوارهء خان نيز نائل آمده است . خان افشار بعد از ورود به خدمت شاه طهماسب و دريافت لقب طهماسب قلى طورى كفايت و درايت بخرج داد كه در مدت كمى بالمره دست فتحعليخان نائب السلطنه را از كارها كوتاه كرد . خان قجر كه خواست با مدعى دست‌وپنجه نرم كند كارى از پيش نبرد و در ضمن بلواى نظامى بتحريك طهماسب قليخان كشته و در خواجه ربيع چند كيلومترى مشهد مدفون گشت و طهماسب قليخان همه‌كاره و بالاخره نادر شاه افشار شد . بعد از كشته شدن نادر شاه افشار در نزديكى قوچان ، محمد حسن خان پسر فتحعلى خان نيز يكى از كله‌هاى پرباد دوره بود كه ميخواست خود را بسلطنت برساند . كريمخان زند هم كه همين فكر را داشت از بقاياى صفويه سيد ابو تراب نامى را پيدا كرد و اسم سلطنت روى او گذاشت و خود را وكيل الرعايا موسوم و جز استرآباد تقريبا تمام ايران را فتح