عبدالله مستوفى
2
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
اسلاف من در سلطنت آقا محمد خان قاجار لياقت و صحت عمل موجب ترقى است در سالهاى آخر سده دوازدهم هجرى قمرى در استرآباد ( گرگان ) نزد يكى از خانهاى ملاك و متمول قاجار ميرزائى بود كه در دستگاه خان سمت پيشكارى داشت . ميرزا اگرچه جوان بود ولى به نظر چنين ميرسيد كه تازهوارد نيست زيرا خان قجر نسبت به او اعتماد زيادى داشت و اختيار كليه كارهاى ملكى و احشامى و امور خانگى خود را به او سپرده بود سهلست ، گاهگاه كه كارهاى مهمى از قبيل بندوبست با پسرعموها و ساير رؤساى ايل پيش ميآمد هميشه صلاحبينىهاى ميرزا را پيروى ميكرد و معلوم بود كه ميرزا باوجود جوانى كه در آن روزها متاع رايجى نبود توانسته است اعتماد خان را از هر حيث به خود جلب نمايد . امانت و ديانت و صحت عمل ميرزا در نزد كسوكار و پسرعموهاى خان و حتى ساير رؤساى ايل شهرت بسزائى پيدا كرده بود و همگى در اين پيشكار خان به نظر تحسين مينگريستند . چنان كه وقتى آقا محمد خان قاجار براى بندوبست كار سلطنت از ظاهر شيراز چند روزه خود را باسترآباد رسانده و از ايل خود قول كمك بمرد و مال گرفته ضمنا ميرزائى براى پيشكارى خود خواسته بود ، رؤساى ايل در صلاحيت اين ميرزا براى اينكار ترديدى نكردند و معرفيش نمودند . شك نيست كه خان ارباب ميرزا ، از اين پيشآمد كه موجب برهم خوردن نظم كارهاى شخصيش ميشد خالى از دلتنگى نبود ولى چه ميتوانست كرد ؟ در ايليّت قولى داده است و بايد از هيچگونه فداكارى در راه « اخته خان » « 1 » ( آقا محمد خان را قجر هاى استرآباد به اين اسم ميخواندهاند ) كوتاهى نكند و صلاح عمومى ايل را بر صلاح خصوصى ترجيح دهد و حاجت خويش را در مقابل حاجت او فراموش نمايد در هر حال ميرزا وارد خدمت آقا محمد خان شد . اين ميرزا ، ميرزا اسمعيل ، جد من بود ( 1193 ) .
--> ( 1 ) - ايلات در اسمگذارى خود خيلى ساده و بىپيرايه و ركوراست هستند . رؤساى ايل بختيارى با مقام شامخى كه در دوره مشروطه پيدا كرده بودند باز هم نزد افراد و خانخردهها به همان اسامى سادهاى كه سابقا با تخفيف و حذف القاب داشتند خوانده ميشدند . مثلا حاجى عليقلى خان سردار اسعد را حاجى عليقلى و نجفقلى خان صمصام السلطنه را آقا نجف و خسرو خان سردار ظفر را خرسو و نصير خان سردار جنگ را نصير و لطفعلى خان امير مفخم را آقا لطفعلى ميخواندند . حتى همين آقايان رؤسا هم وقتى دور هم مينشستند و بلهجه خود با هم حرف ميزدند اسم و لقب ديگرى نداشتند و با همين تحريفات خوانده ميشدند . اخته خان براى آقا محمد خان هم از همين قبيل اسمگذاريها است كه بمناسبت خصى بودن او كه در طفوليت از راه دشمنى خانوادگى پيش آمده بوده است به اين اسم يا لقب موسوم شده و بين افراد ايل جز اين اسمى نداشته است .