عبدالله مستوفى

87

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

آثار صادرات ميرزا آقا خان برنج صدرى و كلاه خراسانى شاه خيلى مايل است براى ترقى كشور كارهائى بكند ولى بدست كى ؟ و با كمك كى ؟ البته صدراعظم ! ولى ميرزا آقا خان اهل تجدد نيست حتى پسرها و نواده‌هاى خود را هم اگر بدار الفنون ميفرستد براى تظاهر است و ابدا حاضر نيست كشور را براى وضع تازه حاضر كند و بوسيلهء تأسيسات دولتى ملت را رو بترقى ببرد فقط كارى كه در عهد او اتفاق افتاده و شايد باصرار شاه هم بوده كوتاه كردن كلاه افسران نظامى است كه كلاههاى آنها را با كلاه كشوريها متمايز كرد و كلاه دو رويهء خراسانى را كه به طول يكچارك بيشتر نباشد براى آنها حتمى نموده‌اند . همچنين در عده‌اى كه نظاميها ، از افراد تحت امر خويش جلو خود ميانداخته‌اند تحديدى قائل شده و نيز در چادرهائى كه بايد در اردو داشته باشند مقرراتى وضع و عباسقلى خان سيف الملك مأمور اجراى اين كار شده است . در كار فلاحت هم ، تخم برنجى از هندوستان آورده و در املاك خود در مازندران كاشته كه چون با آب و هواى ايران سازگار بوده است خودبخود ترقى كرده و امروز هم اسم صدرى روى آن برنج باقيمانده است . عزل ميرزا آقا خان شاه كه از گشادبازيهاى صدراعظمش تنگ آمده بود شروع بتجزيهء كارها و كوچك كردن كار صدارت نمود . اول از نظام شروع كرد و عزيز خان مكرى سردار كل را در كار قشون مسئول قرار داد و جلو يك قسمت از گشادبازيهاى صدراعظم را گرفت . در دستخطى كه در 1271 صادر شده است شاه شكوهء بيحسابى از بىنظمى قشون و نرسيدن حقوق افراد كرده و بالاخره امر باستقلال سردار كل در امور لشكرى داده است . در كارهاى فرهنگى هم چنان كه نوشتم عليقلى ميرزا را بدون اسم بوزارت علوم برقرار كرد . ميرزا سعيد خان را هم با لقب مؤتمن الملكى بوزارت خارجه ترقى داد ولى كار وزارت كشور ( وزارت داخله ) همچنان با صدراعظم بود . اما كار ماليه باوجود ميرزا نصر اللّه و مستوفيان ديگر از حيف‌وميل اساسى مصون بود و صدراعظم باوجود وزارت ماليهء نظام الملك ، پسرش ، در اين قسمت نميتوانست گشادبازى بكند و اگر اضافه‌اى به كسى داده ميشد فقط بامر و دستخط شاه و چون انضباط داشت از افراط و تفريط محفوظ بود . ولى ميرزا آقا خان نميخواست دست از مداخله‌هاى خود بكشد و بهر كيفيتى كه بود استقلال وزرائى را كه ناصر الدين شاه در مقابل او واداشته بود سوسه‌دار مينمود . از طرف ديگر طرز مسئوليت و استقلال وزراء در كار خود كه در تمام اروپا معمول بود نيز بسمع شاه رسيده و اين طرز با فكر او كه ميخواست به تمام كارها احاطه داشته باشد مناسبتر بود . ميرزا محمد خان قاجار كشيكچىباشى كه مردى باكفايت و كاردان بود خيال شاه را با وانمود كردن گشادبازيهاى صدراعظم قوت داد و در بيستم محرم 1275 دستخط عزل ميرزا آقا خان و كس وكارش از مقاماتشان صادر گشت . اين دستخط شاه نكاتى دارد كه ذكر آن طرز عمل اين صدراعظم و سبب عزل او را نشان ميدهد . شاه به او ميگويد : « شما از عهدهء خدمات ما برنيامديد